واژههای متفرقه
۳۷۱۷ واژهی بندری در دستهی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
متفرقه
غوس
γōs(an) گوسفند
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
غوصالعود
Jowsala?ud صید بلندمدت مروارید که تا چند ماه ادامه دارد
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
غوصالگحه
Jowsalgahhe صید روزانۀ مروارید
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
غولک
Ghoolak غول بیابانی که شبها در دشت پرسه میزند
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
غیض کردن
γeyz akon قهر کردن
«baĉa γeyz akon»
تأییدشده · ۱ منبع حاجیآبادی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فَ
خودت
هنوز بررسی نشده بلوچی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فاتک
fatæk همان بویه است
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فارسی
farsi بادی که جهت وزش آن از جنوب غربی به شمال غربی میباشد
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فاشی
آشکار (حنای روز سوم)
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فالگه
falgæ قسمت اندرونی لنج، «بُن خَن»
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فاله
fulah یا فوله شیرینی همراه قهوه (شکلات، حلوا و…)، آجیل و دسری که پیش از غذا برای مهمان آورده میشود
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیبستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فانوس
fanus یکی از انواع چراغها که ماهیگیران
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فانی گم شده است
درگذشته است (به جای گفتن «مرد»)
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فتاره
fattāreh سپرماهی برقی ایرانی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فتر
feter گجل (فاصلهٔ نوک شست تا نوک انگشت اشاره)
هنوز بررسی نشده هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فتک سر
fatk-e sar هوش، حواس
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فچه
faca یا فکه شکاف
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فخیر
گدا، فقیر
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فرخ
farx ماهی شهری معمولی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فرخفرو
farx-feru ماهی گیش پهن
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فرخه
ferxa ماهی سرخوی حرا
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فرزه
forzæ اسکله
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فرسوک
farsuk پرستوماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فرفروک
farfarük فرفره
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فرگد
færgæd فرقد، از ستارههایی که در جهتیابی لنج استفاده میشود
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فرمن
færmænd / færmæn عربی شده پروند، چوبی افقی وسط لنج از گایم به سینه
تأییدشده · ۲ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فرور
forur جزیرة فارور
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فریاله
feryāle عقربماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فست
mænifist / mænifest بارنامة شناور که شامل لیست بار آن است
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فسیل
یا توم نهال نخل
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
