واژههای متفرقه
۳۷۱۷ واژهی بندری در دستهی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
متفرقه
فشنگ
یکششم کیاس (شش فشنگ برابر یک کیاس)
هنوز بررسی نشده مینابیبشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فکل
کراوات
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فگل
fogol بادکنکماهی قهوهای رنگ
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فلانی باری بارا باغ دارن
felāni bāri bāra bāq dāren همهٔ کارهایش به عهدهٔ دیگران است و از سختی آن خبر ندارد
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فلانی مثل دار رکی پوشن
felani mesle dāre raki povšen به سر و وضع ظاهریاش میرسد و ادعای کلاس میکند
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فَلَزِئنگ
نوعی نان محلی که با مهیاوه درست میشود
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فلس
fels چوبی ضخیم و بلند که دو سوراخ دارد و بر روی «بیست» قرار میگیرد
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فلسی
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فن
پنکه
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فِند وَش
دور کردن، از خود راندن
«امرو نه دُکُن هستُم که علی هُند داخه دُکُن اَگو کیلی موتور هوده !…»
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فندل
fændæl اگزوز لنج، اگزوز لنج یا همان سلن سر
تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فنر
fenær چراغ فانوس دریایی، چراغ نفتی دستی
تأییدشده · ۲ منبع مینابیبستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فنس
fænæs نوعی چوب در ساخت لنج
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فنه
fænnæ عرشه عقب یا جلوی لنج که سرپوشیده است
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فو
phu پدر
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فواره
fævaræ نوعی لنگر دو شاخهای
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فوده
fuda یا فوطه حوله
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فوشنید
fōšnid- فروختن (ستاک گذشته)
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فُول
fowl خطا، ورزش
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فولن
fulæn یعنی » پر است« چنان
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فیریی داد
پرتاب کرد
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فیشتک
سوت زدن
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فیور
feyber / feyvær از انواع لنج که بدنة آن فایبرگلاس است
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
قاتِق
kātox خورشت
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
قافله زنگبار
گروه موجودات اسطورهای با موی بور و چشمان سیاه که با کلاه دراز سفر میکنند
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
قالشیخ
haqqolšeyx در گذشته هندیها در فصل صید مروارید برای تجارت به جزیرة کیش میآمدند
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
قائم
هر یک از چوبهای قطور عمودی در جلو و عقب قایق برای بستن طنابها
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
قباد
ماهی قباد
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
قبر عاشقون
یا کبرآشکن نقش زری با دایره و مستطیل، کبرآشکن
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
قبریبه
qebribe باریک
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
