واژههای متفرقه
۳۵۵۰ واژهی بندری در دستهی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
متفرقه
کی چی
قیچی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کَی مَنا تَواری کو؟
kay manâ tavari ko چه کسی مرا صدا زد؟
هنوز بررسی نشده کرشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کیتا
kitā کوتاه
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کيزه گر هوش از بکلن
Kizagar hovoš az bokalen کوزهگر آبش از کوزه شکسته است
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کِیس
چادر شب
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کیلَه
ke:la پیمانه
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کیلیل
kilil کلید
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کیلیلدِرِسکَرُنُ
kilildereskærᴐnᴐ کلیدساز (مرد)
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کیلییر
keleyer / kiliyer باز کردن مسیر عبور یا محل پهلوگیری شناور از میان سایر شناوره
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کیو
kiyo; kiyɔ دختر
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کییا تو خوری؟
چه میخورید؟
هنوز بررسی نشده کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گ
gæ گاو
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گا
gɑ گاو، ابتدا، اولین
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گا چهمو
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گا دیریائی
gadiryaei اسب آبی
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گابیه
بادبان کوچک بالای بادبان اصلی
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گاپون
گاوچران
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گادم
ابتدای دم، ابتدای دنباله
هنوز بررسی نشده پارسیانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گار
باد
هنوز بررسی نشده بلوچی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گار کِخ
gārr kex گم کردن
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گار گب
بادبادکماهی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گارک
gârk آروغ
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گارگپ
ماهی بادکنکی
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گارّم
gɑrram گله (گاو)
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گارم زنگی
gāromzangey یا گارمزنگی نام میوهای بومی در بندرعباس، درختی گرمسیری با میوهٔ شیرین و خوشمزه
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گاري گب
بادبادك ماهي
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گاریز
یا کاریز نوعی ماهی، کفال کوچک، ماهی کوچک ۱۰ تا ۱۵ سانتی
«بیاه و گاریز برشته ، بهترین خوراک مردم هرمزگانن ، تنها خوراکی ن که…»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گاز لیت
Gaze light نفت سفید
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گازی دلمو
gâzi dallamu نوعی گلبازی کودکان کنار جوی آب
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گازی مالوک
gaazee maalook نوعی بازی با روی هم نهادن مالوک (نوعی صدف) در ساحل
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
