واژههای متفرقه
۳۵۵۰ واژهی بندری در دستهی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
متفرقه
ماش
mâš مگس
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماشِ چَنگی
mâše čangi پشه
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماشِ عسل
mâše asal زنبور عسل
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماشو
لباسی از موی بز
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماشوه
mašuvæ قایق پارویی بلند دارای ۱۲ یا ۲۴ پارو، نوعی قایق چوبی کوچکی که از آن برای رفتن به داخل لنج و سوارشدن استفاده میشود، نوعی قایق کوچک
تأییدشده · ۵ منبع کیشیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماکله
mākele غذا و آذوقه و مواد خوراکی چهارماهۀ غواصان کشتیهای صید مرواری
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مال
bis / kil / tir-e hæmmal چوب یکپارچه و درازی است که ساختمان لنج روی آن بنا میگردد
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مال کام حدی؟
اهل کدام منطقهای؟
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مال کم محله ای؟
اهل کدام محلهای؟
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مالچ
maleč اولین تختهای که در زیر لنج به «بیست» وصل میشود، تختهای که روی بیس نصب میشود
تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مالحه
mālha عمل شور کردن ماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مالک
مقصد آخر
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مام خال
moŋxāl مادر زن
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماما ننه
قابله
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مامای شو
مادر شوهر
«هرچه مامای شوت بیگد، فرمون ببر به حد چشم»
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماملوچ
گردباد
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماندن
manden کند و وامانده (کسی که در راه میماند)
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماوَرَه
mavar-æ ماهواره
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماه روزه
mâh e ruza رمضان
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماهله مالا
همخوانی کار جاشوان روی لنج
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماهِم
mɑ:hem ما
هنوز بررسی نشده کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماهی در غبن بیبی فلفل اکوبت
Moey-dar-qoban-bibi-felfel-akubet ماهی در قعر دریاست، بیبی فلفل میکوبد
تأییدشده · ۱ منبع خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماهی سوری
ماهی نمکزده
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماهی نه دریان بیبی نمک اکتیدن
Moey-na-deryan-bibi-nemek-akotiden ماهی هنوز در دریاست مادربزرگ نمک میکوبد
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مای
ماهی
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مای تنوری
moey tanuri ماهی پخته در تنور
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مای هوور
moey havur ماهی هوور (نوعی تون)
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مایَه
تیله
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مایۀالحمرا
māyatalhamrā صیادان کیش بر این باورند
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مبِئه
mbeæ مادر
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
