واژههای ابزار و وسایل
۶۵ واژهی بندری در دستهی «ابزار و وسایل» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
ابزار و وسایل
منشوبه
Manshooba قایق کوچک پارویی برای ماهیگیری با قلاب، قایق کوچک پارویی
«منشوبه برای ماهیگیری»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
موشتا
Mushta جای مخصوص ماهیگیری
«موشتا ماهی»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
نپ
Nap بند
«نپ محکم»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
نوندون
Nondon ظرف نان، ظرف برای نان
«نوندون نان»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
هاش
hāš آسیاب دستی سنگی، دستاس
«هاش برای آرد»
تأییدشده · ۳ منبع خمیری
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
