واژههای ابزار و وسایل
۶۵ واژهی بندری در دستهی «ابزار و وسایل» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
ابزار و وسایل
سون
Sun چیزی ساخته از شاخه نخل، چیزی ساخته شده از شاخه نخل
«سون برای بندی»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
سیکَ
Sika جعبه چوبی آویزان برای نان
«سیکَ نان»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
شغز
Sheghz لگن
«شغز آب»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
طو
Tū پیچ، پیچش، حلقه
«یه طو بده.»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
طیاره
Tayara هواپیما
«طیاره پرواز»
تأییدشده · ۳ منبع
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
غراب بالی
Gharab Bali هواپیما
«غراب بالی پرواز»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
کُرا
Kora ابزار آهنی دستهدار برای کندن جوی، تکه آهنی برای جویسازی
«کُرا برای جوی»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
کربه
Karba آفتابه گلی، آفتابه، آفتابهی گلی
«کربه گلی قدیمی»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
کرفه
Karfa وسیله جابهجایی خشت، نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس
«کرفه برای خشت»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
کری پا
Kari Pa النگوی مچ پا، النگو برای مچ پا
«کری پا طلایی»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
کلگر
gargur یا گرگور قفس صید ماهی، قفس خرچنگگیری، نوعی قفس یا تله است
«کلگر خرچنگ»
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی +۲
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
کلندر
Kalendar دو چوب گرهخورده روی سقف کرگین، دار دوشاخه که زیر شاخه درخت میگذارند، دو چوب بستهشده
«کلندر برای کرگین»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
کلی
Kali مشک دوغ
«کلی دوغ»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
کندوک
kondûk جانانی، زنبیل، سبد
«kondûk pâ ndârε, râh bε jâei nadarε»
تأییدشده · ۴ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
گافره
Gafra تخت چوبی از چوب کنار و برگ نخل، تختخواب موقت
«گافره برای خواب»
در حال بررسی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
گراشی
Grashi ظرف سفالی برای آب یا خرما، ظرف سفالی خرما، ظرف سفالی برای نگهداری
«گراشی آب»
تأییدشده · ۳ منبع
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
گل میخ
Gol Meykh میخی چوبی
«گل میخ دیوار»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
گلاس
gællas لیوان، لنجی که با طناب لنج دیگری را با خود میکشد
«گلاس آب»
تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیقشمی +۳
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
گلپ
golop قوه، لامپ، باتری
«گلپ باطری»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
گلم
Golam باتلاق، باتلاق کف رودخانه، گودال آب
«گلم آب»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
گلوپ
Glop لامپ
«گلوپ روشن»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
گوگ
gōg لگن، استخوان لگن، لگن خاصره
«گوگ بزرگ»
تأییدشده · ۳ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
گیویی
Givii قرقره برای چاه
«گیویی آب»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
لایت
Light چراغ دستی
«لایت دستی»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
لیت
Light چراغ دستی، روشنایی (از light)
«لیت شب»
تأییدشده · ۳ منبع
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
مت
Mat چاقو یا کاردی که نمیبرد
«این چاقو مت است»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
مَرِنگی
Maringu در چوبی کپر (از چوب نخل)، نوعی تله چوبی برای پرنده، درگیر کپر
«مَرِنگی کپر»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
مغراض
Meghraz یا مقراض قیچی، مقراض
«مغراض برای برش تور استفاده میشود.»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
مکینه
mækinæ ماشین ریشتراش، موتور لنج، موتورلنج
«مکینه ریش»
تأییدشده · ۵ منبع هرمزیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
منجل
manjal یا قززان دیگ، دیگ پخت و پز
«منجل بزرگ»
تأییدشده · ۵ منبع مینابیرودانی +۱
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
