پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های بندرعباسی با معنی فارسی

واژه‌های گویش بندرعباسی (بندرعباس، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندری‌زبانان بندرعباس کامل می‌شود؛ اگر واژه‌ای بندرعباسی می‌دانید که این‌جا نیست، ثبتش کنید.

۱٬۱۱۳ واژه‌ی بندرعباسی

متفرقه سنگر سیاه‌پوست هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سنگسر sangsar یا دختر ناخدا ماهی سنگسر، دختر ناخدا (ماهی)، نوعی ماهی تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه سنگُن sangon سنگ‌ها تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سنگو singü خرچنگ «singü um-ha» تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سو sü یا süv- شوهر «bāes-e marg-e süv-e me» تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته پوشاک سواس Sowas کفش از سیس نخل، دمپایی از برگ خرما، پای‌افزار بافته از سیس نخل «سواس راحت است» تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیهرمزی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه سور sovær چالاک، تخته‌ای محکم که در ساختن سقف «خَن» لنج کاربرد دارد، این تخته‌ها در حکم تیر‌آهن سقف خانه هستند تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی +۲ هنوز رأی نگرفته جانوران سورسک Sorsak یا سهلوسک پرنده‌ای قهوه‌ای به اندازه قمری، قمری، پرنده قهوه‌ای رنگ «سورسک آواز» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته طبیعت و آب‌وهوا سوری Sūri نوع زنبور، زنبورِ زرد، پرنده دریایی «سوری کنار درخت‌ها ساکن است.» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیخمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه سوز süz سبز تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیرودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه سُوزَک پرنده سبز حشره‌خوار مهاجر (زنبورخوار) هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سومان نوعی هامور هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سهار کثیف، آلوده، بدبو هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سهرگ sohrag سرخک هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سهن sahn بشقاب تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سهیلی soheyli بادی که جهت وزش آن از جنوب شرقی تا جنوب باشد، باد سهیلی تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه سیاه سرخوی قهوه‌ای، سرخو صبیتی هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سیاهِن seeyaahen سیاه است تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سیحر siher یا سی هِر، سیهر جادوگر، موجود افسانه‌ای: زن پنجاه‌ساله با بینی پهن و روبند و تک، موجود افسانه‌ای جادوگر و ساحر تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیهرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه سیخور sixür تشی، جوجه‌تیغی، خارپشت تیرانداز تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته گیاهان سیس sis پوشش توری دور تنه نخل، الیاف بین شاخه‌های نخل، پوشش دور کنده نخل «سیس نخل» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیهرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه سیفه sifæ روغن جگر کوسه که برای آب‌بندی به بدنه جهاز می‌مالند، روغن کوسه، روغن (جگر) کوسه تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه سِیکَل seykal دوچرخه تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سیکه تخته آویز از سقف برای وسایل آشپزی هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سیمُن seemon سیمان تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سینگار جفت، با هم (سفر لنج‌ها با هم) هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سینگو Singow خرچنگ «حالا سینگو دگه خرچنگ ابودن» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه سینگو اُم‌ها singü um-ha خرچنگی دارم تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته دریا و ماهیگیری سینگوو sengauv خرچنگ «سینگوو توی آب زندگی می‌کنه» تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه شاخات می‌خوابیدند هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.