واژههای بندرعباسی با معنی فارسی
واژههای گویش بندرعباسی (بندرعباس، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان بندرعباس کامل میشود؛ اگر واژهای بندرعباسی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
شارَفته
shaarafta میرفتند
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شاواسته ببوت
میخواستند اینگونه باشد
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شاه پرین
شاه پریان (زیارتگاه در بندرعباس)
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شاهن
šahen پر، بارزده (در اصطلاح لنجداری)، سرشار
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شبردن
بردهاند
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شبوت
هشتپا
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شته
تکهٔ پارچه (برای دوختن لنکوته)
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شَرا
ša-râ میرفت، داشت میرفت، شراع
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شرطه
پلیس
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شرغ
šareγ یا šarra صدای حیوان
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شستک
šastak بشکن (صدای انگشت)
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شش
šše شپش
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شک
zari یا زری یکی از بخشهای بافتنی شلوار زنانه بندری، نوار بافته از نخ خوس (طلایی و نقرهای)، زری
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیهرمزی +۱
هنوز رأی نگرفته
خوراک
شکری
Shekari نوعی خرمای قرمز بسیار شیرین، خرمای قرمز بسیار شیرین، نوعی درخت نخل
«شکری خیلی شیرینه»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شلاخ
šallāx شلاق
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
شلال
Shalal بیهوشی، نیمهجان، میان خواب و بیداری
«شلال شد»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شِلال شِلال
shelaal shelaal ریشریش
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شلوار بادلهای
شلوار زنانه با تزیین زری پهن روی دمپا (برای نوعروسان)
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شلوار حاشیهای
یا درگشاد شلوار تابستانی با نوار پارچهای حاشیه (درگشاد)
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شلوار خوسی
شلوار با تزیین خوس و گلدوزی چرخ
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شلوار سرپاچهای
شلوار با پایین بافته از مو یا پشم بز (زنان مهاجر و حاشیهنشین بندرعباس)
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شلوار نیمبادلهای
شلوار با تزیینات کمتر و نوار زری باریکتر
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شلوار ودویی
شلوار زنانهٔ بندری با تزیین ودو و زری شک و زری بشکی
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شمسک
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شنگو
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شنو
šnou شنیدن
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شنه
شانه
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شُنه وا شُنه
shone vaa shone شانه به شانه
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
زمان
شو
Show شب، شوهر، شش
«شو رفتهایم.»
تأییدشده · ۱۳ منبع بندرعباسیقشمی +۳
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شَوات
shavaat میخواهد
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
