واژههای بندرعباسی با معنی فارسی
واژههای گویش بندرعباسی (بندرعباس، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان بندرعباس کامل میشود؛ اگر واژهای بندرعباسی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
کل
kol گودال، همه، سر
«dākā agom kalam dard akon»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیحاجیآبادی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلاک
kalāk کلاب (باشگاه)، چوبدستی مخصوص چوپان
در حال بررسی بندرعباسیبستکی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
کلپک
Kalpak مارمولک، مارمولک خانگی، نوعی مارمولک
«کلپک توی تراشه»
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلغ
kolegh سرفه، چربیای که در حاشیۀ چشم جمع میشود
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
طبیعت و آبوهوا
کلکچغ
Kelkechagh حلزونِ کوچک رنگی، صدف کوچک، حلزونهای رنگی ساحلی
«کلکچغها کنار ساحل زندگی میکنند.»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
کلگر
gargur یا گرگور قفس صید ماهی، قفس خرچنگگیری، نوعی قفس یا تله است
«کلگر خرچنگ»
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی +۲
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
کلندر
Kalendar دو چوب گرهخورده روی سقف کرگین، دار دوشاخه که زیر شاخه درخت میگذارند، دو چوب بستهشده
«کلندر برای کرگین»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلودنگ
koludang لانه، سوراخ (جانور)، آشیانه
«koludang besâzim»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلیز
تلاش
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کلیکو
کلیکا
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کم
kam کوه، کم، کمان
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیکمزاری +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کم ادون
قوم و قبیله
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کمتولی
kam tüli کمعمقی
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کمسپی
دوچرخه
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُمَنزیل
پرندهای از خانواده کبک شبیه بلدرچین (تیهو)، پرندهٔ جیرفتی
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
کمیس
kamis پیراهن، پیراهن مردانه
«کمیس سفید»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیهرمزی +۲
هنوز رأی نگرفته
خوراک
کنار
Kanar درخت سدر، درختی بومی، میوه درخت سدر
«کنار میوه»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
کنجل
Kanjel سرمه، ماده سیاه بزک چشم
«کنجل برای چشم»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کَندِر
kander چوبی که دو سرش برای نگهداشتن طناب تراشیده شده و دلو آب را از آن آویخته بر دوش میبردند
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کندرک
konderek آدامس، جویدنی
«konderek axāsī? ethādom»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیخمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کندوره
kandoura یا چهار درزی نوعی پیراهن زنانه بندری با نواردوزی کمر، نوعی لباس زنان بندری، پیراهن (زنانه)
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیهرمزی +۲
هنوز رأی نگرفته
بدن
کنگ
Kang یا کنگا (جمع) شانه، کتف، رطب کال و نرسیده
«کنگهای صیاد قوی هستند.»
تأییدشده · ۱۳ منبع بندرعباسیمینابی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کواله
قباله، سند
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کوچکو
küčükü بچهٔ کوچک
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کودو
küdü هندوانه
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کورکولا
قبره، چکاوک کاکلی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کورگ
korg پنیر نخل
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
کورگم
korgom گم شدن بیبازگشت، گم شدن برای همیشه
«کورگم شد»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کوزار
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
طبیعت و آبوهوا
کوش
kaush یا قوس باد جنوب شرقی، باد زمستانی شرقی-غربی بارانزا، نوعی کفش
«کوش امروز خیلی شدیده»
تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیهرمزی +۳
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
