واژههای بندرعباسی با معنی فارسی
واژههای گویش بندرعباسی (بندرعباس، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان بندرعباس کامل میشود؛ اگر واژهای بندرعباسی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
هَستَرُم
hastarom یا نِهَرُم بودم
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هستن
hasten بودن، داشتن، هستیدن
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیرودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هَستِی
hast-ei یا نِهَستِی، نِهِی هستی
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هل
Hal پل
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هلهلوک
halhalook سست، لرزان، لق
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هلیچه
Halicha ناودان
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
همتا
همه با هم، همگی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
همتا گیچن
همینجور گیج است
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
خانواده
همریش
Hamrīsh همسر، شوهر یا زن (ترکی: باجناق)، باجناق
«همریشام از شهر آمده است.»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
همساده
hamsāda همسایه
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیحاجیآبادی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
همه کَ
hama ka همهکس
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
همیکه
hamike تا (همین که)
«hamike residom, oŝo raften»
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هندن
آمده است
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
طبیعت و آبوهوا
هو
hü آب
«hüv-e garmte»
تأییدشده · ۱۵ منبع بندرعباسیقشمی +۳
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوار
hawar گرده نخل نر، اولین مرحلهٔ رشد میوهٔ نخل، زمان بارور کردن نخل ماده
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هواری
Haware استامبولی (ظرف)، پلوی زرد ماهی و سبزی، نوعی غذای محلی جنوب با برنج و گوشت یا میگو یا ماهی یا مرغ
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هواکنکو
خمیازه
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوبیس
Ho baes همیشه، دائم
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوتاب لا
نام یکی از بازیهای کودکان
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
دریا و ماهیگیری
هوری
Hūri یا حوری قایق، شناور کوچک، نوعی قایق کوچک
«هوری در دریا شنا میکند.»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیقشمی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوزار
بادبان
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هولنگ
Hooleng ظرف از پوسته نارگیل برای شیر و دوغ و آب
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هولو
hülü بزاق
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوند
hound آمدن، آمد، اومد
«سرش در هُوند»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوندن
hunden آمدن، آمده است
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هووالوکو
غلاف خوشه خرما
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هی
hi روی، بر
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هیچ جا بندر و هیچ کس بندری نابو
هیچ جای جهان بندر نمیشود و هیچکس بندری نمیشود
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هیچه
heecha هیچ است
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یارِن
yaaren یار است
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
