پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های بندرعباسی با معنی فارسی

واژه‌های گویش بندرعباسی (بندرعباس، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندری‌زبانان بندرعباس کامل می‌شود؛ اگر واژه‌ای بندرعباسی می‌دانید که این‌جا نیست، ثبتش کنید.

۱٬۱۱۳ واژه‌ی بندرعباسی

پوشاک نیم پاتولون Nimpatolon شلوارک، شلوار کوتاه «نیم پاتولون گرم نیست» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نیمشک nimošk کره، کرهٔ حیوانی، نوعی روغن بدبو تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه وا vâ با، به‌وسیلهٔ، به «vâ mâ zendagi bokun» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیکمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه وا ما زندگی بکن vā mā zendegī bokun با ما زندگی کن تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه وا ماشت به هوش باش هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه واخیر vaa xeyr به خیر تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه واردن vārden آوردن تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه واستن vāsten خواستن تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه واکل vakel همراه، دنبال در حال بررسی بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه وختی vaxtee وقتی تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه وختی نماز مَکه ملا بونگیدادا vaxti nemâz make mollâ bongidadâ وقتی نماز می‌خواندم، ملا اذان را گفته بود «vaxti nemâz make mollâ bongidadâ» تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه ودو نوعی تزیین شلوار (دست‌دوز) تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه وُستادا vustâd-â ایستاده بود تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه وستادن vustāden ایستادن تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه ولبت یا ولیت نوجوانی که برای جاشو شدن روی لنج کار را شروع می‌کند، نوجوان تازه‌کار جاشو روی لنج هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه ولک بکو یا ولک بُکُ رها کن هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته صفت و حالت ولم Walm خوب، درست، عالی و دلخواه «ولم هستی؟» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه ولو سرگردان، بیکار، پخش و پلا هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته طبیعت و آب‌وهوا ووغار Wughar جزر، پایین رفتن آب دریا، جزر آب دریا «ووغار شروع شد» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته صفت و حالت ووکت Vokot سیخونک زدن، اصرار، دستکاری مکرر «ووکت کردن برای کاری» تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته صفت و حالت وهر Wahr رمق آخر، نا و توان، ناتوان «وهر گذاشت» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه ویلیس تلگراف هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه ها ha هست تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه هادا hādā بده «bāya ya mekdār-i bey düsto-mü hādeym» تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه هاده بده هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه هاف uf یا اوف شلوار کوتاه، شورت، مایو تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیبستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه هاکُک hâkok قارچ تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه هامور hāmur نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، هامور تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه هد hed پهلو، پیش، حرکت کردن شناور به سمت جلو تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه هرس پابند، بند، بلند شو هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.