پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های بندرعباسی با معنی فارسی

واژه‌های گویش بندرعباسی (بندرعباس، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندری‌زبانان بندرعباس کامل می‌شود؛ اگر واژه‌ای بندرعباسی می‌دانید که این‌جا نیست، ثبتش کنید.

۱٬۱۸۶ واژه‌ی بندرعباسی

صفت و حالت ووکت Vokot سیخونک زدن، اصرار، دستکاری مکرر «ووکت کردن برای کاری» تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته صفت و حالت وهر Wahr رمق آخر، نا و توان، ناتوان «وهر گذاشت» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه ویلیس تلگراف هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه ها ha هست تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه هادا hādā بده «bāya ya mekdār-i bey düsto-mü hādeym» تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه هاده بده هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه هاف uf یا اوف شلوار کوتاه، شورت، مایو تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیبستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه هاکُک hâkok قارچ تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه هامور hāmur نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، هامور تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه هد hed پهلو، پیش، حرکت کردن شناور به سمت جلو تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه هرس پابند، بند، بلند شو هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه هَستَرُم hastarom یا نِهَرُم بودم تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه هستن hasten بودن، داشتن، هستیدن تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیرودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه هَستِی hast-ei یا نِهَستِی، نِهِی هستی تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه هل Hal پل هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه هلهلوک halhalook سست، لرزان، لق تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه هلیچه Halicha ناودان هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه همتا همه با هم، همگی هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه همتا گیچن همین‌جور گیج است هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته خانواده همجرات جاری هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته خانواده همریش Hamrīsh همسر، شوهر یا زن (ترکی: باجناق)، باجناق «همریش‌ام از شهر آمده است.» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه همساده hamsāda همسایه تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیحاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه همه کَ hama ka همه‌کس تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه همی‌که hamike تا (همین که) «hamike residom, oŝo raften» تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه هندن آمده است هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته طبیعت و آب‌وهوا هو hü آب «hüv-e garmte» تأییدشده · ۱۵ منبع بندرعباسیقشمی +۳ هنوز رأی نگرفته متفرقه هوار hawar گرده نخل نر، اولین مرحلهٔ رشد میوهٔ نخل، زمان بارور کردن نخل ماده تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه هواری Haware استامبولی (ظرف)، پلوی زرد ماهی و سبزی، نوعی غذای محلی جنوب با برنج و گوشت یا میگو یا ماهی یا مرغ تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه هواکنکو خمیازه هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه هوبیس Ho baes همیشه، دائم تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.