واژههای لنگهای با معنی فارسی
واژههای گویش لنگهای (بندرلنگه، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان بندرلنگه کامل میشود؛ اگر واژهای لنگهای میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
مُریه
moriye یا ماریه نوعی گردنبند (طلا یا بدل)
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مسفی
mosfi ناودان کف لنج
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مسمار
mesmar نوعی میخ آهنی که توسط ح دادان محلی ساخته میشود، میخ
تأییدشده · ۲ منبع لنگهایبستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مشاطه
maššāte آرایشگر عروس، کارگر عروسی که حجلهبستن و حنابندان زیر نظر اوست
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مشای
mefsati / mešay چوبهایی که تیرهای سطحه بر روی آنها نصب میشود
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مشتاء
mošæta? نوعی دام ماهیگیری که در آن
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مصاب
mæsab مصاب به زه یا لبة لنج گفته میشود که در طرفین آن
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
مکینه
mækinæ ماشین ریشتراش، موتور لنج، موتورلنج
«مکینه ریش»
تأییدشده · ۵ منبع هرمزیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مگشره
mægšere وسیلهای فلزی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ملخ
mælæx میگو
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ملو
mællu بندری در سه و نیم مایلی جنوب غربی بندر لنگه که در گذشته
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
منحاز
mænhaz همان عطفه یا دندههای لنج است که به بیس متصل میشود
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
موتورخونه
xæn-e mækine / motor-xune موتورخانة لنج
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
موتوریست
motori / motorist ملوانی که وظیفهاش نگهداری
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
موج گپ
muje gap موج بزرگ
«موج گپ هانس به دوم»
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
موج مرده
mowǰ-e morde موجی که پس از تمام شدن باد و طوفان در دریا وجود دارد
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
میتر
miter محفظهای است بر روی اسکله
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
میدار
midar قلاب ماهیگیری
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
میداف
midaf پارو، چوب بلندی که برای حرکتدادن قایق در آبهای کمعمق به کار میرود، پاروی قایق
تأییدشده · ۳ منبع قشمیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
میل
mil یا میلی دستبند، النگو، تخته اول و آخر در «سینه» و «تفر» لنج که بهشکل عمودی و کمی مایل بر روی «بیست» قرار دارد
تأییدشده · ۳ منبع مینابیلنگهای +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
میل دوار
mil-dævvar بازوی د وار که حایلی است برای جمع کردن عمار
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
میلت فر
mil- tæfær سپر عقب لنج
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
میلسینه
mil-sine سپر جلوی لنج و در واقع
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نابیو
nabiyu جزیرة تنب کوچک
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناجی
naǰi شناور تندرو و مجهزی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناخا
nāxā ناخدا
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
شغل
ناخدا
Nākhudā کاپیتان کشتی، فرمانده اصلی قایق، کسی که هدایت کشتی یا قایق را به عهده دارد
«ناخدا کشتی را فرمان میدهد.»
تأییدشده · ۵ منبع کیشیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناکو
naku نوعی لنج با ظرفیت کمتر از دویستوپنجاه تن
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نعشی
nashi یا ناشی بادشدید، باد سرد و طوفانی زمستانی سواحل، بادی که جهت وزش آن از شمال شرق یا شرق باشد و به ساحل ختم شود
تأییدشده · ۳ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نقطه
noqte موقعیت جغرافیایی که به صورت طول و عرض جغرافیایی بیان میشود
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
