پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های لنگه‌ای با معنی فارسی

واژه‌های گویش لنگه‌ای (بندرلنگه، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندری‌زبانان بندرلنگه کامل می‌شود؛ اگر واژه‌ای لنگه‌ای می‌دانید که این‌جا نیست، ثبتش کنید.

۳۴۲ واژه‌ی لنگه‌ای

پوشاک بتوله Batula یا بتیله برقع، پوشش صورت «بتولش سیاه رنگه» تأییدشده · ۵ منبع هرمزیلنگه‌ای +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه بحر bæhr دریا تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه بحری bæhri باد از دریا به خشکی در زمستان، جنوبی، رو به سمت جنوب تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه بر bær کنار، جنب، خشکی تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی +۲ هنوز رأی نگرفته خانواده برادر beradære برادر، پسر عموی پدر، هوای مساعد و دریای آرام «برادرم در انجام تکالیف من کمکم می‌کند.» تأییدشده · ۲ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه بُرد bord دو طرف راست و چپ قایق، پهلو و کناره‌های لنج، به قسمتی از لنج گفته می‌شود تأییدشده · ۵ منبع لارکیمینابی +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه برمیل bærmil چوبی که جهت استحکام تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه بری bærri شمالی، رو به سمت شمال و خشکی، واقعشده در شما ل تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه بستن časbidæn / bæstæn پهلو گرفتن شناور به اسکله تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه بسمون besmun چوبی حایل که بر روی منحاز قرار می‌گیرد تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل بلت Boolt غرق شدن، جسم سنگین که در آب فرو رود، سرب قلاب ماهیگیری «بلت در آب فرو می‌رود» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه بلد bolt / bold نام عمقسنج دستی است تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه بُن بغلی زیور حلقه‌ای توپر بازو و زیر بغل تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه بند tænab / bænd منطقه، ناحیه، طناب مهار شناور برای جلوگیری از حرکت شناور به سمت راست یا چپ تأییدشده · ۲ منبع لنگه‌ایپارسیانی هنوز رأی نگرفته متفرقه بندرعباسی bændær-æbbasi باد قوس تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه بندری bændæri باد قوس، کو ش بسیار خفیف تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه بندهویی tur-e bænhuyi / bændhuyi روشی برای صید تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه بنگلی دستبند، النگو هنوز بررسی نشده لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه بوش buš / puš (dadæn/kærdæn) هل دادن شناور توسط شناور دیگر تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه بوم bum نوعی قایق، نوعی کشتی (موتور) بزرگ پرظرفیت، نوعی لنج بزرگ و تقریبا مدور که مخصوص باربری است تأییدشده · ۸ منبع بندرعباسیقشمی +۳ هنوز رأی نگرفته متفرقه بویه bowyæ چراغ دریایی، چراغهای راهنما در دریا، که انواع گوناگونی دارد تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه بهت فر خفتن be dom šodæn / be tæfær xoftæn فرو رفتن لنج از سمت پاشنه یا تفر در آب تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه بیریج biriǰ پل فرماندهی و محل استقرار ناخدای کشتی فلزی تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه پاشنه pašne قسمت عقب شناور تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه پاکستانی pākestāni نوعی قایق که هم برای حمل بار، لنجی با ظرفیت بین دویستوپنجاه تا پانصد تن تأییدشده · ۲ منبع کیشیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه پاوره paveræ لنگر با دو ناخن آهنی، نوعی لنگر لنج، لنگر دوشاخه تأییدشده · ۳ منبع مینابیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه پایینی payīnī طول جغرافیایی را می‌گویند تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه پدری یا پَتری زیور طلایی گل‌شکل پره بینی، زیور کوچک نگین‌دار سمت راست بینی تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه پر por گوشه، خاکستر چوب (برای پوشش سقف)، شدید «vâ por buden nogâm bâd i naborden» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیلنگه‌ای +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه پلاس pelas از انواع گره‌های ملوانی تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.