واژههای هرمزی با معنی فارسی
واژههای گویش هرمزی (هرمز، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان هرمز کامل میشود؛ اگر واژهای هرمزی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
مرزماش
یا مردآزما موجود قدبلند سرخچشم بیابانی که صدای آدمی را تقلید میکند
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرغ کروک
morg korok مرغی که روی تخمهایش خوابیده (کرچ)
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مشتا
Moushta باغچه محصور با چوب و خاشاک، نوعی روش صید (حصار ساحلی)، نوعی صید انتظاری جزر و مدی با حصار از شاخه خرما
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیهرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مکنا
پوشش سر سیاه نخی زنان مسن (کلاً در مراسم تشییع جنازه)
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
مکینه
mækinæ ماشین ریشتراش، موتور لنج، موتورلنج
«مکینه ریش»
تأییدشده · ۵ منبع هرمزیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ملمداس
ommoddâs یا ام الداس، امالدّاس زن زیبای افسانهای دریایی آراسته به گوهر که جوانان را میکشد، جانور افسانهای دریایی زنپیکر که از دریا بیرون میآید، زن بسیار زیبای دریایی که جوانان را به چنگ میآورد
تأییدشده · ۵ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مم دریا
mom daryā مادر دریا، زن زیر آب با بچهٔ شیرخوار در آغوش
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مم شو
mom-e-šow یا ننه شو مادر شب، لولویی که بچهها را به مسواک و دستشویی پیش از خواب وامیدارد، کودکترسان شبهای زمستان
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیهرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مم و دهت
momo v doht مادر و دختر، دو پریزاد
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
منتول
یا موخکن، منتیل دیلم، جانوری شبیه دیلم که هنگام توفان پیدا میشود
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیهرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مودندو
modendo از ادوات موسیقی مجلس زار، دهلی که بابا خود در مجلس زار میزند
تأییدشده · ۲ منبع قشمیهرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مهدیسما
mahdismâ یا محمدسمال، مهدوسمال موجود خیالی قدبلند و سفیدپوش که سر راه ظاهر میشود، موجود خیالی بلندقامت سفیدپوش
تأییدشده · ۲ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
میولک
حیوان خاردار که چهره عوض میکند و ترس میآفریند
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نشته
nešta نشسته، نوعی پیراهن زنانه
تأییدشده · ۲ منبع هرمزیخمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ننّدره
Nannedre زن زیبای دریایی که مردان را به دریا میکشد
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نی جفتی
ساز بادی هرمزگان که در زار همراه دهل نواخته میشود
هنوز بررسی نشده هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هابل
پسربچه یا دختری که در شب حنای سوم کنار عروس یا داماد مینشیند
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هبان
نیانبان
هنوز بررسی نشده هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هیل آ بالا
hil-a-bālā یا هیل آبالا ایل (طایفهای از ازمابهتران) که بالاست، گروهی از اجنه با خدم و حشم در سفر
تأییدشده · ۲ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یوزپلنگ
uozpalang جانور خطرناک افسانهای که کودکان را میرباید، موجود ترسناک دلکنکمانند که کودکان را میبرد
تأییدشده · ۲ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
