پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های هرمزی با معنی فارسی

واژه‌های گویش هرمزی (هرمز، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندری‌زبانان هرمز کامل می‌شود؛ اگر واژه‌ای هرمزی می‌دانید که این‌جا نیست، ثبتش کنید.

۱۷۰ واژه‌ی هرمزی

متفرقه کمر چین یا دور چین، دورچین پیراهن قدیمی چین‌دار زنان هرمزگان، پیراهن دوزرچین با دامن چین‌دار و دو جیب تأییدشده · ۲ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته پوشاک کمیس kamis پیراهن، پیراهن مردانه «کمیس سفید» تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیهرمزی +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه کُنار پیر درخت کنار کهنسال و مقدس کنار قبرستان یا زیارتگاه پیران تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه کندوره kandoura یا چهار درزی نوعی پیراهن زنانه بندری با نواردوزی کمر، نوعی لباس زنان بندری، پیراهن (زنانه) تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیهرمزی +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه کنگره نوعی خلخال که دختران و زنان هرمزگانی به مچ پا می‌بندند هنوز بررسی نشده هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه کوجن سه‌پایهٔ چوبی زری‌بافی تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته طبیعت و آب‌وهوا کوش kaush یا قوس باد جنوب شرقی، باد زمستانی شرقی-غربی باران‌زا، نوعی کفش «کوش امروز خیلی شدیده» تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیهرمزی +۳ هنوز رأی نگرفته متفرقه کول kul قسمت رهاشده اورنی روی سینه، باد، قسمتی از اورنی که روی سینه رها می‌شود تأییدشده · ۳ منبع هرمزیلارکی هنوز رأی نگرفته صفت و حالت کیکنگ kikang هلهله (ناره)، کل زدن، شاباش «کیکنگ می‌کنه» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیهرمزی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه گَپ دهل یکی از دهل‌های مجلس زار هنوز بررسی نشده هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه گر gar نوعی ماهی یا آبزی، کنارِ، نزدِ «gar-e dast-e me benin» تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیقشمی +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه گرهکو gerahkoo ماده دودکردنی خلسه‌آور در مراسم زار، دوای مخصوص زاران که در دورهٔ حجاب به تن بیمار می‌کشند، معجونی از بیست‌ویک ماده که بابا یا ماما شب‌ها به تن بیمار می‌مالد تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیهرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه گل اشرفی نقش زری با دایره‌های پیوسته شبیه سکه تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه گل اشرفی قیچی نقش زری با ضربدرهای قیچی و دایره تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه گل شاهینی نقش شاهین روی جلبیل، بهترین نقش تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه گمار Gomar هیولای اختاپوس‌شکل با چشمان نورانی تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه گَند gond کثیف، بیضه، خایه تأییدشده · ۳ منبع هرمزیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه گوش برک gouš borak کودک‌ترسان مردنمای خمیده که گوش کودکان را می‌برد تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه گوش‌پشمی ğuš-pašmi یا گوش پشمی موجود افسانه‌ای نحیف با موی گوش بلند که بچه‌ها را به بیگاری می‌برد، مرد لاغری که موهای گوشش تا پنجه پایش می‌رسد تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیهرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه گوش‌گلیمی guš gelimi یا گوش گلیمی موجود وهمی با گوش‌های به اندازهٔ گلیم، موجود به‌اندازهٔ بز با گوش‌هایی به اندازهٔ گلیم تأییدشده · ۲ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه گون gon یا دراعه لباس گشاد و بلند زنانه، نوعی پیراهن زنانه هرمزگانی، سنگ تأییدشده · ۵ منبع هرمزیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه گیوه پاپوش بافته از نخل و پشم تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته پوشاک لچک lachak روسری کوچک سه‌گوش، پارچه بنددار سر زنان، نوعی کلاه زنانه «لچک سرش رو پوشاند» تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیهرمزی +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه لوطی نوازندهٔ محلی تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه لیسی jelbil یا جلبیل، جلویل نوعی روسری یا دستمال سر زنان، پوشش سر زنان (به جای مقنعه)، روسری تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیهرمزی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه لیوا یکی از بادهای اهل هوا (زار)، نوعی دهل دوسر، مراسمی مشابه زار همراه با سازهای ضربی و آواز تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیهرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه مادر نوروز موجود اسطوره‌ای سال تحویل که شکم گرسنگان را برمی‌رسد تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه ماشو لباسی از موی بز تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه متوری نام یکی از بادهای زار که پرتوقع است و طلا می‌خواهد، نام یکی از زارهای پرتوقع تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیهرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه مرد گل‌آلود انسان‌وری گل‌پوش در مرداب‌ها که کودکان را می‌رباید تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.