واژههای کیشی با معنی فارسی
واژههای گویش کیشی (کیش، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان کیش کامل میشود؛ اگر واژهای کیشی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
محشاء
mahšā? سبد بزرگی که داخل لنج یا قایق میگذارند
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
محگان
mahgān نوعی ماهی ریز و کوچک
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مخراز
mexrāz نوعی ماهی کوچک که بهجای طعمه در قلاب استفاده میشود
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مدالغوص
maddalJows آغاز دورة صید مروارید
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرکب
morkab کشتی بزرگ، کشتی، قایق
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیکیشی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرگ
morag قلیهماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مشگاف
mešgāf قلاب بزرگی که آن را به انتهای چوبی یکمتری میبندند
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مشوی
mašvi ماهی کبابشده بر روی آتش
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مصرف
mosraf در پایان فصل صید
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مضروبه
mazrube گندم نیمکوبیده
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
معرزن
ma?rzan پس از پایان صید روزانه
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
معمل
ma?mel کارگاه صیادی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مغاص
moJās جایی که مخزن
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مفلگه
meflege کارد مخصوص شکافتن صدف مروارید
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ملح ملح
نمک، نمک (گفتهای در برابر شورچشمی)
«ملح و رماد فی عیونک»
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ملحه
melhe مروارید شیریرنگ
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
منجی
manji نوعی لنج که در گذشته برای صید ماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
منقاچ
mesyād / menqāč صید با نیزه را میگویند
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
موکاش
mukāš انبرک
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
میگ
meyg میگو، ملخ، ماهی صید
«میگ سبز»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیکیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناچوز
nāčuz مارماهی تیزدندان
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
شغل
ناخدا
Nākhudā کاپیتان کشتی، فرمانده اصلی قایق، کسی که هدایت کشتی یا قایق را به عهده دارد
«ناخدا کشتی را فرمان میدهد.»
تأییدشده · ۵ منبع کیشیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناطور
nātur نگهبان کشتی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناعم
nā?em ارزانترین نوع مروارید است
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نسارو
nasāru نوعی خرچنگ
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نعیمی
na?imi ماهی سرخوی نامرغوب
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نقاگی
naqqāgi ماهی هامور منقوط قهوهایرنگ
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نقیر
naqir مادر مروارید
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نمر
nommar ماهی سرخو
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نمرانی
nommarāni کوسۀ نوکتیز
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
