واژههای کیشی با معنی فارسی
واژههای گویش کیشی (کیش، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان کیش کامل میشود؛ اگر واژهای کیشی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
گرگنبا
garganbā خرماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گسار
gassār مرجانی که رویه و سطح ظاهریاش مانند سیرابی گوسفند است، چسبیدن خزه به کف و بدنة شناوری که در آب قرار دارد
تأییدشده · ۲ منبع کیشیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گصمول
gasmul مرجان شاخهایشکل
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گفال
gæffal از «قفال» عربی، از آب بیرونکشیدن لنج برای تعمیر یا شستوشوی بدنه لنج، فصل استراحت کارگران لنج
تأییدشده · ۳ منبع کیشیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گلاف
gallāf سازندگان انواع شناورهای دریایی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گلاه
golāh ماهی گیش میگویی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گلووه
goluve نوعی مروارید درجهچهارم است
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گول
gowl کارت شناسایی لنج یا قایق، مجوز لنج یا قایق، مروارید تمامکروی و گرد
تأییدشده · ۳ منبع کیشیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گهمه
gahme از اواسط آبانماه
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گینعبودسلطان
geyn-abud-soltān طوطیماهی ایرانی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گینعجمی
geyn-a?jami طوطیماهی یشمی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گینعربی
geyn-arabi طوطیماهی با پولکهای زرد رنگ
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لبسالدول
lebsaddavl لباس یکپارچهای که سرتاسر بدن را میپوشاند
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لخمهرگته
loxma-ragta سفرهماهی پلنگی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لزاگ
lazzāg چسبکماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لسانالثور
lasānassowr کفشکماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لیخ
lix تور ماهیگیری، تور صیادی (برای کبک و تیهو)
تأییدشده · ۲ منبع کیشیبستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لیخاسباعی
lix-esbā?i نوعی تور با چشمههای بزرگ
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لیخسمچاصغار
lix-semeč-esJār نوعی تور ماهیگیری کوچک
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لیخسوس
lix-sus نوعی تور که برای صید ماهی سوس
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لیخعومه
lix-ume نوعی تور ماهیگیری که برای صید ماهیهای ریز و کوچک
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لیخمتوت
lix-metut نوعی تور که برای صید ماهیهای بسیار کوچکی به نام متوت بهکار م
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لیخیریور
lix-yeryur توری که برای صید کوسهماهی استفاده میشود
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماشوه
mašuvæ قایق پارویی بلند دارای ۱۲ یا ۲۴ پارو، نوعی قایق چوبی کوچکی که از آن برای رفتن به داخل لنج و سوارشدن استفاده میشود، نوعی قایق کوچک
تأییدشده · ۵ منبع کیشیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماکله
mākele غذا و آذوقه و مواد خوراکی چهارماهۀ غواصان کشتیهای صید مرواری
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مالحه
mālha عمل شور کردن ماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مایۀالحمرا
māyatalhamrā صیادان کیش بر این باورند
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مثقال
mesqāl واحد وزن مروارید
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مچبوس
mačbus پلوماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
محار
mahār صدف مروارید
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
