پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های کیشی با معنی فارسی

واژه‌های گویش کیشی (کیش، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندری‌زبانان کیش کامل می‌شود؛ اگر واژه‌ای کیشی می‌دانید که این‌جا نیست، ثبتش کنید.

۳۲۱ واژه‌ی کیشی

متفرقه خرشه xarše نوعی ماهیگیری با قلاب است تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه خساک xassāg ماهی مر کب، مرکبماهی یا ماهی مرکب که شبیه هشتپا یا اختاپوس است تأییدشده · ۲ منبع کیشیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه خشن xošan نوعی مروارید درشت و درخشان که از نظر قیمت درجهدوم است تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه خطافی xattāfi پروانهماهی سهنواری تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه خنان xannān گربهماهی خاکی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه خیس xamol / xis نوعی گرگور که از خوشۀ درخت خرما تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه خیلالبحر xeylalbahr ماهی یالاسبی سربزرگ تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه دخس daxs دولفین تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه دری dari مروارید زرد مایل به کبود یا سرخ، نوعی مروارید زرد مایل به کبود یا متمایل به سرخ تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه دکال dekāl سالهایی که مقدار محار کم است تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه دول dül شاخهٔ درخت، دگل اصلی قایق، آلت نرینگی تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیکیشی +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه دیایو diyāyu ماهی کتو تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه دیایه diyāye خروسماهی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه دیچ dič نوعی خروسماهی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه دیین diyin سبد مخصوصی که غواصها با خود به ته دریا می‌برند تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه ذیبه δibe نوعی کوسهماهی بسیار خطرناک که به انسان حمله می‌کند تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه رتنی ratni مرواریدی سرخفام که از نظر ارزش درجهدوم است تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه رتی reti واحد اندازهگیری مروارید تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه رزیف razif گروهی از کارکنان لنج که وظیفهشان پارو کشیدن است، مراسم رقص با خیزران در عروسی‌ها و عیدها تأییدشده · ۲ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه رزیم rezim عمل نیمهخشک کردن ماهی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه رکه rekke نوعی ماهیگیری با قلاب است تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه زای jazzāy صیاد لاکپشت تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه زبل zebel پوسته‌های لا ک لاکپشت تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه زریدی zereydi ماهی جاش تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه زنی zenni نوعی صدف مروارید که مروارید آن سربیرنگ است تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه زیل zeyl مرواریدی که در ته صدف یا زیر گوشت بدن صدف قرار گرفته است، شفاف تأییدشده · ۲ منبع قشمیکیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه سالیه sāliye نوعی ماهیگیری با توری به شکل دایره تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه سچل sečel ماهی سوکلا تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه سحت sehhat ماهی سهدم تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه سحر hesātessehr مرجان جادویی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.