واژههای کیشی با معنی فارسی
واژههای گویش کیشی (کیش، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان کیش کامل میشود؛ اگر واژهای کیشی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
سحن
sahan ک فۀ دیگر صدف که عمق و انحنای کمی دارد
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سر
sor لب پایین، لب، مرواریدی که در غربال اول میماند
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیکیشی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سرابی
serābi ماهی عومۀ شورشده را پس از یک سال از درون ظرف بیرون آورده
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سرخو
sobeyti یا حمرو، سبیتی نوعی ماهی قرمز (حمرو، سبیتی)، نوعی ماهی
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سرع
sera? نوعی صدف که مروارید آن سیاهرنگ است و مرغوبیت ندارد
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سلس
sels ماهی نیممنقار
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سلسول
salsul بادبانماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سمان
sommān نوعی ماهی یا آبزی، هامور منقطسمن، هامور خال نارنجی
تأییدشده · ۲ منبع قشمیکیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سماوی
samāvi مروارید آبی آسمانی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سمبوک
sæmbuk نوعی لنج چوبی، نوعی شناور قدیمی، گونهای لنج
تأییدشده · ۳ منبع قشمیکیشی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سنبون
sanbun مرواریدهایی که از آخرین غربال خارج شود
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سنگسر
sangsar یا دختر ناخدا ماهی سنگسر، دختر ناخدا (ماهی)، نوعی ماهی
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سوده
sude مروارید سیاه
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
خوراک
سوراغ
mahyāve یا مهیاوه غذایی با خاک سرخ و ماهی، نوعی سس از ساردین و خاک سرخ هرمز، چاشنی تخمیری از ماهی کوچک متوتا
«سوراغ خوشمزه است»
تأییدشده · ۶ منبع قشمیکیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سوس
sus نوعی کوسهماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سولی
suli ماهی شعری درازصورت قهوهایرنگ
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سهم
sahm قسمت مع ینی از درآمد لنج و کشتی است که به نسبت بین ناخدا
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سهمبری
sahm-bari مبلغی که پس از کسر مخارج صید و یا فروش مالالتجارة لنج
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیاف
sayyāf نوعی کوسهماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیب
seyb کسی که به غواص در هنگام پایین رفتن و بالا آمدن کمک میکند
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیفی
sifi نوعی کرم که بهجای طعمه برای صید ماهی با قلاب استفاده میشود
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شاش
ŝăŝ یا شاشه، شاشک قایق ساختهشده از ساقهٔ برگ درخت خرما، نوعی قایق حصیری
تأییدشده · ۲ منبع قشمیکیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شاهوف
šahuf نوعی قایق تختهای، نوعی قایق چوبی
تأییدشده · ۲ منبع کیشیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شرص
šers ماهی پوی گزنده
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شعری
ša?ri نوعی ماهی شهری با دم زردرنگ
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شعریبولغد
ša?ri-bulaJad ماهی شهری گوشقرمز
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شعم
še?am ماهی شانک با بالۀ زردرنگ
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شگرهغزل
šaggara-Jezel سنجابماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شماهی
šemāhi میشماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شمشول
šamšul شلوارکی سیاهرنگ که غواصها هنگام غواصی میپوشند
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
