پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های کمزاری با معنی فارسی

واژه‌های گویش کمزاری (کمزار، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندری‌زبانان کمزار کامل می‌شود؛ اگر واژه‌ای کمزاری می‌دانید که این‌جا نیست، ثبتش کنید.

۷۲ واژه‌ی کمزاری

متفرقه خوردش xōrd-iš خورد تأییدشده · ۱ منبع کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه خوو ا نمک هنوز بررسی نشده کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه دور dur دود تأییدشده · ۱ منبع کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه زمیو zamiyō زمین تأییدشده · ۱ منبع کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه زنک zænk زن، همسر، زنی «ʔən zenku» تأییدشده · ۲ منبع لارکیکمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه سلطانو sultānō سلطان تأییدشده · ۱ منبع کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه سوغ sōγ سگ تأییدشده · ۱ منبع کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه شوما šuma شما تأییدشده · ۱ منبع کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه شومائه ʃumɑ:ə شما هنوز بررسی نشده کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه صِرخ ṣirx /sˠɪɻχ/ یا سِرخ سرخ، طلا، دریای آرام هنوز بررسی نشده کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه غوس γōs(an) گوسفند تأییدشده · ۱ منبع کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه فوشنید fōšnid- فروختن (ستاک گذشته) تأییدشده · ۱ منبع کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه کارم kāram کدام؟ تأییدشده · ۱ منبع کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه کایی kāyī چه وقت؟ تأییدشده · ۱ منبع کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه کم kam کوه، کم، کمان تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیکمزاری +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه کُوا kijɑ; kodʒɑ; kojɑ; kujɑ; kæm dʒɑ; kuwɑ; kɑ یا کُیا، کا کجا، اگر تأییدشده · ۳ منبع قشمیرودانی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه کییا تو خوری؟ چه می‌خورید؟ هنوز بررسی نشده کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه گایا gāyā کجا؟ تأییدشده · ۱ منبع کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه م mo یا مَی‌اَم من، ما (شناسه) هنوز بررسی نشده لاریکمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه م تو خاووم من می‌خوابم هنوز بررسی نشده کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه م تو خوروم من می‌خورم هنوز بررسی نشده کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه م تو گوم من می‌گویم هنوز بررسی نشده کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه ماهِم mɑ:hem ما هنوز بررسی نشده کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه مردوکو مرد هنوز بررسی نشده کمزاری هنوز رأی نگرفته ابزار و وسایل منجل manjal یا قززان دیگ، دیگ پخت و پز «منجل بزرگ» تأییدشده · ۵ منبع مینابیرودانی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه مورتک murtk مرد تأییدشده · ۱ منبع کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه مه me یا م، مى من، ما (شناسه)، دارم تأییدشده · ۱۳ منبع بندرعباسیقشمی +۷ هنوز رأی نگرفته متفرقه مه سوال تیکوم me suwāl ti-kum من سؤال می‌کنم تأییدشده · ۱ منبع کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه مى mē /meː/ من هنوز بررسی نشده کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه می شُم دریه Me-shum deryeh به دریا می‌روم هنوز بررسی نشده کمزاری هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.