پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های لارکی با معنی فارسی

واژه‌های گویش لارکی (لارک، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندری‌زبانان لارک کامل می‌شود؛ اگر واژه‌ای لارکی می‌دانید که این‌جا نیست، ثبتش کنید.

۱۰۸ واژه‌ی لارکی

خانواده مُم mom یا ماما مادر، مامان، خالت «مادرم غذای خوشمزه درست می‌کند.» تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه مو muw من، مو تأییدشده · ۲ منبع لارکیبشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه مور mur نخل، گیاهی دارویی خاکستری‌برگ و بسیار تلخ برای معالجهٔ اسهال و نفخ «detæ mur» تأییدشده · ۲ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه مورو muru مرغ تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه مه me یا م، مى من، ما (شناسه)، دارم تأییدشده · ۱۳ منبع بندرعباسیقشمی +۷ هنوز رأی نگرفته متفرقه مهتو mæhtow ماه (آسمان) تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه میش miš مگس «miše gæp» تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه میهی mihi ماهی تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه نن nən نان «ʔəm ræfte nən texiræ» تأییدشده · ۲ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه نهت næht نه تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه ورگ værg برگ تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه وه wæ با «wæ muter» تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه هتش hætæʃ آتش تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه همغ hemæɣ هیزم تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه همم həmum ما تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه هنده hendæ در، داخلِ، آمدن «hendæ jušuru» تأییدشده · ۲ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه هنه hinə از «hinə qædim» تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه هولی həwli نر تأییدشده · ۲ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.