پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های لارکی با معنی فارسی

واژه‌های گویش لارکی (لارک، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندری‌زبانان لارک کامل می‌شود؛ اگر واژه‌ای لارکی می‌دانید که این‌جا نیست، ثبتش کنید.

۱۰۸ واژه‌ی لارکی

متفرقه زنک zænk زن، همسر، زنی «ʔən zenku» تأییدشده · ۲ منبع لارکیکمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه زون zwən زبان تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه ست set سه، خوابید، سبد بزرگ بافته از برگ نخل برای نگهداری غلات تأییدشده · ۳ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته جانوران سغ Sagh یا سخ سگ «سغ واقی می‌کنه» تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه سیه siyəh سیاه تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه شره šəreʔ جاده تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه ششت šišt شش تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه شم šəm شام «tehətum šəm texurum» تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته زمان شو Show شب، شوهر، شش «شو رفته‌ایم.» تأییدشده · ۱۳ منبع بندرعباسیقشمی +۳ هنوز رأی نگرفته متفرقه عمت ʔəmet عمه تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه قبریبه qebribe باریک تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه کدنه بهیه kedənæ beheye کی می‌داند؟ تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه کروس Kurus یا کروسک، خورو خروس تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه کموتر kamutar یا کفتر کبوتر «bodow tâ kamutar bašim o» تأییدشده · ۲ منبع قشمیلارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه کول kul قسمت رهاشده اورنی روی سینه، باد، قسمتی از اورنی که روی سینه رها می‌شود تأییدشده · ۳ منبع هرمزیلارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه گ gæ گاو تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته صفت و حالت گپ Gap بزرگ، صحبت، حرف زدن «آدم گپ است.» تأییدشده · ۱۰ منبع بندرعباسیلارکی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه گزو gæ:zo اجاق تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه گسن gusn گوسفند تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه گو gəw یا گوئل، گوو گاو، مدفوع، عروس «gəwu həwli» تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیقشمی +۳ هنوز رأی نگرفته متفرقه گوستن gusten آبستن (زن و حیوان) تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه گوسن gosen بز تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه گوش guš بخش جلویی بادبان، طنابی در لنج بادبانی، واحد شمارش سفر و مسافرت است که به‌صورت منظم و سلسله‌وار انجام می‌شود تأییدشده · ۳ منبع لارکیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه گیه gijæ کجا تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه لو lü یا lüvo (جمع)، لاو لب، دهان تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیقشمی +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه لوه loh چوب تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه لوهین luhin چوبی تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه لینگر lingær یوغ تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه مرک merk مرد «dæh kes merkən» تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه مرو marrow یا مروچ امروز، برگ‌های نازک وسط درخت خرما، مرغ «murwə siyəhən» تأییدشده · ۳ منبع لارکیکرشی +۱ هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.