واژههای لارکی با معنی فارسی
واژههای گویش لارکی (لارک، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان لارک کامل میشود؛ اگر واژهای لارکی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
زنک
zænk زن، همسر، زنی
«ʔən zenku»
تأییدشده · ۲ منبع لارکیکمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
زون
zwən زبان
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ست
set سه، خوابید، سبد بزرگ بافته از برگ نخل برای نگهداری غلات
تأییدشده · ۳ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
سغ
Sagh یا سخ سگ
«سغ واقی میکنه»
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیه
siyəh سیاه
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شره
šəreʔ جاده
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ششت
šišt شش
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شم
šəm شام
«tehətum šəm texurum»
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
زمان
شو
Show شب، شوهر، شش
«شو رفتهایم.»
تأییدشده · ۱۳ منبع بندرعباسیقشمی +۳
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
عمت
ʔəmet عمه
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
قبریبه
qebribe باریک
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کدنه بهیه
kedənæ beheye کی میداند؟
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کروس
Kurus یا کروسک، خورو خروس
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کموتر
kamutar یا کفتر کبوتر
«bodow tâ kamutar bašim o»
تأییدشده · ۲ منبع قشمیلارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کول
kul قسمت رهاشده اورنی روی سینه، باد، قسمتی از اورنی که روی سینه رها میشود
تأییدشده · ۳ منبع هرمزیلارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گ
gæ گاو
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
گپ
Gap بزرگ، صحبت، حرف زدن
«آدم گپ است.»
تأییدشده · ۱۰ منبع بندرعباسیلارکی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گزو
gæ:zo اجاق
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گسن
gusn گوسفند
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گو
gəw یا گوئل، گوو گاو، مدفوع، عروس
«gəwu həwli»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیقشمی +۳
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گوستن
gusten آبستن (زن و حیوان)
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گوسن
gosen بز
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گوش
guš بخش جلویی بادبان، طنابی در لنج بادبانی، واحد شمارش سفر و مسافرت است که بهصورت منظم و سلسلهوار انجام میشود
تأییدشده · ۳ منبع لارکیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گیه
gijæ کجا
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لو
lü یا lüvo (جمع)، لاو لب، دهان
تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیقشمی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لوه
loh چوب
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لوهین
luhin چوبی
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لینگر
lingær یوغ
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرک
merk مرد
«dæh kes merkən»
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرو
marrow یا مروچ امروز، برگهای نازک وسط درخت خرما، مرغ
«murwə siyəhən»
تأییدشده · ۳ منبع لارکیکرشی +۱
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
