واژههای مینابی با معنی فارسی
واژههای گویش مینابی (میناب، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان میناب کامل میشود؛ اگر واژهای مینابی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
هوسال
hōsāl امسال
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوشیطانی
how-šitāni جنب
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوگا
hogā کلیه
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوند
hound آمدن، آمد، اومد
«سرش در هُوند»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوو
how آب
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هووی
howi منی
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوی اِ دوجو خرما اِ دو مشتا
hovvi ?e do ju xormāyi ?edomoštā دربارهٔ کسی که از نظر مالی در رفاه است
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هیاب
heyab نمای عقب لنج از بیرون
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هیت
heyt حرکت لنج یا قایق به سمت جلو
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یام لیل
yamleyl نوعی آواز کار است که در لنجهای باری و صیادی مدام تکرار میشود
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یامال
yamal آواز دستهجمعی که ملوانان یا صیادان به هنگام کار یا کشیدن تور ماهیگیری میخوانند، آواز کار دریایی و خشکی (هنگام کار دستهجمعی)
تأییدشده · ۲ منبع قشمیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یزد دورن گز دورنن
yazd duren qaz durnan در پاسخ لافزن و یاوهگو
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یکجا شو که
yakjāšoke یکجا کردند و به هم رساندند
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
