پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های قشمی با معنی فارسی

واژه‌های گویش قشمی (قشم، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندری‌زبانان قشم کامل می‌شود؛ اگر واژه‌ای قشمی می‌دانید که این‌جا نیست، ثبتش کنید.

۳۵۱ واژه‌ی قشمی

متفرقه نیروز نوروز دریا، نخستین روز تقویم دریایی تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه نیم‌سر نوعی سردرد هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه نیمشک nimošk کره، کرهٔ حیوانی، نوعی روغن بدبو تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه واخاکن vâxâken مانند خاک‌شده، شکست‌خورده تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه وهلیل vahlil بدراه تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه هاسپیتال بیمارستان هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه هامور hāmur نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، هامور تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه هرشک harešk نوعی مرغ دریایی پادراز و ماهر در صید ماهی تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه هندیم تلال بگریم کفتیم نه گوک Hondim-talal-begrim-kaftim-na-howk آمدیم ماهی تلال بگیریم، ماهی کوچک به چنگمان آمد تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته طبیعت و آب‌وهوا هو hü آب «hüv-e garmte» تأییدشده · ۱۵ منبع بندرعباسیقشمی +۳ هنوز رأی نگرفته متفرقه هو تا کرا فرزند زیرپا How-ta-kera-farzand-zir-pa آب که از سر گذشت فرزند زیر پا تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه هوا hæva یا شرته، فرته باد تأییدشده · ۲ منبع قشمیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه هواری Haware استامبولی (ظرف)، پلوی زرد ماهی و سبزی، نوعی غذای محلی جنوب با برنج و گوشت یا میگو یا ماهی یا مرغ تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه هور howr یا یور ماهی شور، باران، نوعی ماهی تأییدشده · ۴ منبع قشمیبشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه هورگیز howrgiz الک هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته دریا و ماهیگیری هوری Hūri یا حوری قایق، شناور کوچک، نوعی قایق کوچک «هوری در دریا شنا می‌کند.» تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیقشمی +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه هوندن hunden آمدن، آمده است تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه یامال yamal آواز دسته‌جمعی که ملوانان یا صیادان به هنگام کار یا کشیدن تور ماهیگیری می‌خوانند، آواز کار دریایی و خشکی (هنگام کار دسته‌جمعی) تأییدشده · ۲ منبع قشمیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه یاور yāvar نام یکی از بادهای زار (روح بیماری‌زا) هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه یخ jæx برف تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه یه چه ye ce یک‌چشم تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.