واژههای قشمی با معنی فارسی
واژههای گویش قشمی (قشم، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان قشم کامل میشود؛ اگر واژهای قشمی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
مابت
mâbet بزرگ بادهای زار (اف مابت)
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ماندن
manden کند و وامانده (کسی که در راه میماند)
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
متر
matar صدا، ادرار، ماشین (خودرو)
تأییدشده · ۲ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرگی
morgi مرغفروش
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرن
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مز غریب
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مضرت
mozarat یا مجرد بیماری روحی ناشی از ترسیدن از جن و پری و بپ دریا، بیماری روحی ناشی از ترسیدن از جن و پری
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مکو
makô نکن
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ملاس
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
ملوک
Malok کرم صدفی سفید ساحلی (طعمه)، کرم سفید سختپوست ساحلی (طعمه ماهی)، کرمی سفید زیرخاکی
«ملوک برای طعمه خوبه»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
خانواده
مُم
mom یا ماما مادر، مامان، خالت
«مادرم غذای خوشمزه درست میکند.»
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مم صالح پغار
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مم گین
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مندول تلو
mandûl telowon (جمع) عمامهٔ بزرگ، کنایه از بزرگان شهر
«šâhe zanôŋ kε doxtar âreŋ / mandûl telowon dar xonà târen»
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مودندو
modendo از ادوات موسیقی مجلس زار، دهلی که بابا خود در مجلس زار میزند
تأییدشده · ۲ منبع قشمیهرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
موربوچ
morpoč نوعی دارو، گیاه خوراکی برای درد ناف
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
موروک
mürük مورچه
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
جانوران
موش دندان
Meshku یا مشكو ماهی شوریده، شوریده، نوعی ماهی یا آبزی
«مشکو ریز»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
موفلک
Moflak گندم برشته دمکرده با ماهی
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مومغ
نوعی ماهی ریز، ساردین
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مه
me یا م، مى من، ما (شناسه)، دارم
تأییدشده · ۱۳ منبع بندرعباسیقشمی +۷
هنوز رأی نگرفته
طبیعت و آبوهوا
مهر
Mahr یا گرد، تخته چوب خشک و نازک درخت (بهویژه چوب نخل بیبرگ)، شاخه درخت خرما، ساقهٔ برگ درخت خرما
«مهر برای آتش»
تأییدشده · ۸ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
میداف
midaf پارو، چوب بلندی که برای حرکتدادن قایق در آبهای کمعمق به کار میرود، پاروی قایق
تأییدشده · ۳ منبع قشمیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
میک میک
نق زدن بر خود، غرولند کردن
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نایت
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نرغول
درشتاندام بیتناسب
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نرگ
narag زگیل
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نزیک
nazik یا نیز، پهلو نزدیک، کنار
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نمکدان
کوه و معدن نمک جزیرهٔ قشم
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نوروز سلطانی
یا جشن سلطانی، نوروز صیاد جشن صیادان که زنان به دریا میروند و به نیت شفا آبتنی میکنند
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
