واژههای رودانی با معنی فارسی
واژههای گویش رودانی (رودان، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان رودان کامل میشود؛ اگر واژهای رودانی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
نیم پاتِلون
شرت
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
وازرندن
vāzerond-en تازه کردن روی زخم
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هستن
hasten بودن، داشتن، هستیدن
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیرودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هشیدن
hošid-en وزیدن
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
طبیعت و آبوهوا
هو
hü آب
«hüv-e garmte»
تأییدشده · ۱۵ منبع بندرعباسیقشمی +۳
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوند
hound آمدن، آمد، اومد
«سرش در هُوند»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هوندن
hunden آمدن، آمده است
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یَه پی
مقدار کم
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
