واژههای رودانی با معنی فارسی
واژههای گویش رودانی (رودان، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان رودان کامل میشود؛ اگر واژهای رودانی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
کوتن
kowt-en افتادن
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُودُن
tænab / bænd-tor kærdæn یا پریمس، چوله کجا، پاره شدن طناب، اجاق
تأییدشده · ۳ منبع قشمیرودانی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کوریدن
kur-id-en خاراندن
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کَهر و کُمُر
بزغاله
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کِیس
چادر شب
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گت
got لپ، گونه
تأییدشده · ۳ منبع مینابیرودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گتن
get-en گرفتن، گفتن
«Me bay rafikom om goten ke niām daneŠgā»
تأییدشده · ۲ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گُرزی
garzi درد و مرض، مهرهٔ سرخ (برای درمان شاشبند کودک)
هنوز بررسی نشده قشمیرودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گستن
gest-en انداختن
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گَشو
بهشتی، گشاده شدن
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
لچک
lachak روسری کوچک سهگوش، پارچه بنددار سر زنان، نوعی کلاه زنانه
«لچک سرش رو پوشاند»
تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیهرمزی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لستن
lest-en لیسیدن
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لمشتن
lamošt-en لیز خوردن
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لَهرُو
خانه
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لهوز
درمانده، ناتوان، مظلوم
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیرودانی
هنوز رأی نگرفته
خانه
لَهه
Laha خانه، کپر
«لَهه بزرگ»
تأییدشده · ۳ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مَجمَع
سینی بزرگ
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مچیدن
meč-id-en مکیدن
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مَرازِگ
ملاج، فونتال
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مز
مکیدن
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مُستِگ
نوعی سنگ
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مَعرِگ
پرچین باغ
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
خانواده
مُم
mom یا ماما مادر، مامان، خالت
«مادرم غذای خوشمزه درست میکند.»
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی +۲
هنوز رأی نگرفته
ابزار و وسایل
منجل
manjal یا قززان دیگ، دیگ پخت و پز
«منجل بزرگ»
تأییدشده · ۵ منبع مینابیرودانی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
موروک
mürük مورچه
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
موغلی پنا
یا مو غلی پنا نام نمایش زنانهی «خاله رورو» در هرمزگان، نام قابلهای معروف در رودان
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مَومه
مادرم
«به مَومه بِگه»
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مه
me یا م، مى من، ما (شناسه)، دارم
تأییدشده · ۱۳ منبع بندرعباسیقشمی +۷
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نخ و شاکی
قلقلک
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نَهوند
نیومد
«باباش نَهوند»
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
