واژههای پوشاک
۲۶ واژهی بندری در دستهی «پوشاک» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
پوشاک
جلویر
Jalvir دستمال
«جلویر تمیز»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
جمه
jema پیراهن، لباس، مکانی در کنار دکل لنج که آبهای نفوذی از دریا در آنجا جمع میشوند
«جُمه سفید»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
جوتی
Jūti کفش، پاپوش
«جوتیهای قدیم را رها کردم.»
تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیهرمزی +۲
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
