واژههای پوشاک
۲۶ واژهی بندری در دستهی «پوشاک» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
پوشاک
دستار
Dastaar روسری، پوشش سر از پارچهٔ گرانقیمت با لبهٔ زریدوزیشده
«دستار سفید»
تأییدشده · ۳ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
دُلاخ
Dolakh جوراب
«دُلاخ پا»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
دولاخ
Dolakh یا دو لاخ، دو لاغ جوراب
«دولاخ سرما رو گرم کنه»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیلاری
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
