پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های متفرقه

۳۵۵۰ واژه‌ی بندری در دسته‌ی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.

۳٬۵۵۰ واژه

متفرقه انعیمی eneymi ماهی سرخوی خونی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه انفلوس anfolus ماهی گالیت معمولی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه اَنَک مسخره، بد کردن هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه انکاس هم به سر اریت هم به پا Ankas-ham-ba-sar-arayt-ham-ba-pa ماهی مرکب هم به سمت سر می‌رود هم به سمت دم تأییدشده · ۱ منبع خمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه انگُشاروسی angošārūsey گونه‌ای نخل میان‌رس و کمیاب با خارک کشیده و درشت و حنایی‌رنگ، به انگشت عروس در رنگ حنایی تشبیه شده تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه اَنگو aη-o تخم‌مرغ تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه آنه āne واحد اندازهگیری مروارید، هر 24آنه برابر با 1رتی است تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه او ow آب، او تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیلاری هنوز رأی نگرفته متفرقه او سیب سوزو ʔo sib suzu آن سیب سبز تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه او که نه جارن همیشه او که همیشه صدا می‌زند هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه اوا بیاند یا بِوُتِنْ می‌خواهند بیایند هنوز بررسی نشده بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه اوپر ow-por آب دریا در زمان مد کامل تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه اوپینا Ofina یا اوفینا پاسخ ترجیع‌بندِ جمع در نمایش موغلی پنا «زائو: زُغال بیا. جمعیّت: اوپینا.» تأییدشده · ۱ منبع رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه اوتند ow-tond آب دریا هنگامی که ارتفاع موج در دریا بین پنج تا هفت پا باشد تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه اوتیز ow-tiz آب دریا هنگامی که ارتفاع موج در دریا بین سه تا پنج پا باشد تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه اوج مه ow ǰomme در وسط بی س خ ن لنج یک گودی وجود دارد تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه اوجاشک خمیازه هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه اوحاره owhāre ماهی زبانگاوی چهارخط تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه اوحره owhare ماهی زمینکن خالباله تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه اوخفیف ow-xæfif آب دریا در زمان جزر تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه اورنی Orni روسری حریر یا شیفون گلدوزی‌شده، روسری تور یا حریر زری‌دوزی‌شده برای جشن و عروسی، روسری شیفون رنگی با گلابتون‌دوزی تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیهرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه اوزال owzal بادبان تأییدشده · ۲ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه اوزال گپ بادبان بزرگ اصلی هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه اوس āvus یا آغوس، آووز باردار، حامله، آبستن تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه اوساشه مث لوس شتر انداخته روی هم اخم کرده و ساکت است و دلخوری خود را بروز می‌دهد هنوز بررسی نشده حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه اوسپیتال بیمارستان هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه اوسنه داستان عامیانه تأییدشده · ۱ منبع خمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه اوشار owšar قایقی که بدنه‌اش ساخته شده ولی هنوز سامان ندارد، لنجی که ساخت آن تمام شده و آمادة به آب انداختن باشد، به آب انداختن لنج تأییدشده · ۳ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه اَوِشنَکه aveshnake گیاهی شبیه آویشن کوهی برای دل‌درد هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته متفرقه اوشونی آنهایی هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.