واژههای متفرقه
۳۵۵۰ واژهی بندری در دستهی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
متفرقه
امنیه
نظامی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آمو
یا باچْی عمو
هنوز بررسی نشده بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اموارده
آورده بودم
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَمونگ
amoŋ آمد
تأییدشده · ۱ منبع لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُمهَستا
om-hasta یا اُمها داشتم
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امهستن
دارم
«یکی از ای غذائون که بعنوان صبحانه یا چاشت مصرف ابوت پکاره ن که…»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَمی
ami آمد، عمو
تأییدشده · ۲ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُمیدُن
omeedon امیدها
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ان
ʔən آن، او
«ʔən merku»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیلارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ان جگاهن
ʔæn dʒegæ:hæn آنجا
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ان سو
ʔən su آنجا
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
انبو
anbow درختی از خانوادهٔ سپستان با برگ پهن و میوهٔ زرد درشت با مادهٔ لزج
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
انتافو
intāfō آفتاب
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
انتریک
تحریک کردن
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
انتف
ʔentæf خورشید
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُنتِی
?ontey آن یکی
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
انتیکه
ʔantica یا عنتیکه عتیقه، آدم شوخ و بذلهگو
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیبستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آنتین
antin آنتن
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
انجرات
anjerat نسبت همسران دو برادر(جاری)
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَنچ
ænč چوبی ضخیم بین «سطحه» و «برد» که این دو را به هم متصل میکند
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُند
ond آمد
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُندُرُ
گل حضرت مریم (چنگ مریم)
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَندِره
یا اُندِرو، شمسیل گل حضرت مریم (چنگ مریم)
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اندکن
?andaden اندک
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اندو
ando آمده
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اندول
گهواره
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اندیه کس بییه
ʔəndeyæ kæs biyiye آنجا کسی هست؟
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
انزورت
گیاهی که شیرهاش داروی شکستهبند است
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
انسان بپهکوکلو
bape-kokalo انگشت حلقه
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
انشینن
ʔænʃinæn آنها
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
