پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های متفرقه

۳۵۵۰ واژه‌ی بندری در دسته‌ی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.

۳٬۵۵۰ واژه

متفرقه موخورو moxor-o مورچه تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه مود müd مو تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه مودندو modendo از ادوات موسیقی مجلس زار، دهلی که بابا خود در مجلس زار می‌زند تأییدشده · ۲ منبع قشمیهرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه موده‌خ یا مُودِخُ موهایش هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه مور mur نخل، گیاهی دارویی خاکستری‌برگ و بسیار تلخ برای معالجهٔ اسهال و نفخ «detæ mur» تأییدشده · ۲ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه موربوچ morpoč نوعی دارو، گیاه خوراکی برای درد ناف هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه مورت murt گیاهی دارویی با برگ‌های سبز و بسیار خوشبو تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه مورتک murtk مرد تأییدشده · ۱ منبع کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه مورک mork دماغ کوچک تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه مورگ مرغ هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه مورمُر mormor غرولند تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه مورو muru مرغ تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه موروختن mūrūxten چشم بستن، چشم فروبستن «dūš na moγ az bas xāk šahond čehmoxo ommūrūxt.» تأییدشده · ۱ منبع خمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه موروک mürük مورچه تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه موسائی mūsāey گونه‌ای نخل از خانوادهٔ مضافتی بم تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه موسلی mūseley گونه‌ای نخل میان‌رس و پربار با خارک قرمزرنگ تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه موسی mosi عمه، خاله تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه موش mōš مرد تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه موشک müšk موش تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه موشینی mōšin-i مردانه «kawš=e mōšin-i=m ʔa-vɑ» تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه موغلی پنا یا مو غلی پنا نام نمایش زنانه‌ی «خاله رورو» در هرمزگان، نام قابله‌ای معروف در رودان تأییدشده · ۱ منبع رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه موفلک Moflak گندم برشته دم‌کرده با ماهی هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه موقی moγey وقتی «moγey ke momet var-gŝt beŝ a-gom» تأییدشده · ۱ منبع حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه موکاش mukāš انبرک تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه موکه müke وقت، لحظه، موقع تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه موگفتن یا موگوتن، موگوتی گفته‌ایم هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه مولا بوخون ستاره دریایی هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه مولت گیر کردن (ماهی سر قلاب) هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه مولی muli جاشوی دایمی تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه موما مادر ما هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.