واژههای متفرقه
۳۵۵۰ واژهی بندری در دستهی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
متفرقه
مومغ
نوعی ماهی ریز، ساردین
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مَومه
مادرم
«به مَومه بِگه»
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مُون خال
مادرزن
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مونت
munt مادر
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مونج
monj هدف گیری، ماده
تأییدشده · ۲ منبع مینابیبشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مونخاردن
monaxârden نخوردهایم
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مونگ
moŋ مادر
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مونی
mun-i نان
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
موه
movah نخل، درخت خرما
تأییدشده · ۱ منبع پارسیانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
موی سور
moy sur ماهی شور
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مُوی هَر وَکْتِ اِ هُوْ بِگِری تازَنْ
movi-har-vakt-e-how-begeri-tázan ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است
هنوز بررسی نشده خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
موئی
moey ماهی
«dākā tur tandāxt ke moey egeyrey»
تأییدشده · ۱ منبع حاجیآبادی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مه
me یا م، مى من، ما (شناسه)، دارم
تأییدشده · ۱۳ منبع بندرعباسیقشمی +۷
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مه بی او ابرم
me bey ʔo ʔabarom من او را میبرم
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مه سوال تیکوم
me suwāl ti-kum من سؤال میکنم
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مه که امنینن خبر
من که خبر ندارم
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مَه که مُردِم
من که مُردم
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مه گرفتارتوم
من گرفتارتم
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مه هندم تو نخوی
من آمدم تو خوابی
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مهتو
mæhtow ماه (آسمان)
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مهدیسما
mahdismâ یا محمدسمال، مهدوسمال موجود خیالی قدبلند و سفیدپوش که سر راه ظاهر میشود، موجود خیالی بلندقامت سفیدپوش
تأییدشده · ۲ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مهرنگ
mahreng حصار چوبی
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مهرنگی
دیوار شبکهای از چوب نخل
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مهشاته
زنی که شب زفاف دمِ در حجله است و دستمال را از داماد میگیرد
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مَهو
mahü نیا
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مهوه
مهیاوه
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مَهَی
mahay نیا
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مى
mē /meː/ من
هنوز بررسی نشده کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
می شُم دریه
Me-shum deryeh به دریا میروم
هنوز بررسی نشده کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
می شُم مدرستو
Me-shum madrasto به مدرسه میروم
هنوز بررسی نشده کمزاری
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
