پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های متفرقه

۳۵۵۰ واژه‌ی بندری در دسته‌ی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.

۳٬۵۵۰ واژه

متفرقه نخاردم naxârdam دارم می‌خورم تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نخش نقش هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نخن næxæn سوار بر لنج یا قایق، سوار تأییدشده · ۲ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه نخوی خوابیدی هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه ندرت دور سرت بگردم هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه نده نهادن تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه نذُورتی قبول نکرد تأییدشده · ۱ منبع سیریکی هنوز رأی نگرفته متفرقه نرغول درشت‌اندام بی‌تناسب تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه نرفتی naraftey داری می‌روی تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نرگ narag زگیل هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه نرگت nargat بزرگ هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه نَری naɽ-i گلو تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه نزیک nazik یا نیز، پهلو نزدیک، کنار تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه نسارو nasāru نوعی خرچنگ تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه نشبیلی گرفتن ماهی با قلاب هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نشپیلی nešpuli/nešpili نوعی روش ماهیگیری که قلاب را به نخ می‌بندند و در آب می‌اندازند تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه نشتن nešten نشستن «gar-e dast-e me benin» تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نشته nešta نشسته، نوعی پیراهن زنانه تأییدشده · ۲ منبع هرمزیخمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه نِشخ nešx نشست (ستاک گذشته) تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه نعشی nashi یا ناشی بادشدید، باد سرد و طوفانی زمستانی سواحل، بادی که جهت وزش آن از شمال شرق یا شرق باشد و به ساحل ختم شود تأییدشده · ۳ منبع مینابیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه نعلین naʔlein یا نعل دمپایی، صندل تأییدشده · ۲ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه نعیمی na?imi ماهی سرخوی نامرغوب تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه نغال نام درخت خرما هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نغل nağal آدم پست، شیطان و ناقلا تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه نَغَن نان هنوز بررسی نشده بلوچی هنوز رأی نگرفته متفرقه نقاگی naqqāgi ماهی هامور منقوط قهوهایرنگ تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه نقطه noqte موقعیت جغرافیایی که به صورت طول و عرض جغرافیایی بیان می‌شود تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه نقیر naqir مادر مروارید تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه نَک nɔk خوب بودن، کوچک «نَکِن» تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نک زدن nok zædæn عمل نک زدن ماهی به قلاب تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.