پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های متفرقه

۳۵۵۰ واژه‌ی بندری در دسته‌ی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.

۳٬۵۵۰ واژه

متفرقه نکیب nækib سرکارگر اسکله تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه نگبون لنج negæbun-e lenǰ نگهبان و محافظ لنج در لنگرگاه تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه نَگُفتَم na-goftam دارم می‌گویم تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نگفتن nagoftan می‌گوید، دارند می‌گویند تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نگله næglæ بار قاچاق بسته‌بندی‌شده رهاشده در دریا، محموله و بار بسته‌بندی‌شده در لنج، بسته‌های بزرگ کالا که توسط لنج جابهجا می‌شود تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه نِگلیس گردن‌بند هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه نگه næ:gæ توقفگاه لنج یا قایق که آن را از توفان و امواج دریا مصون می‌دارد تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه نم نام، اسم هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نمر nommar ماهی سرخو تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه نمرانی nommarāni کوسۀ نوکتیز تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه نمشک nemošk کرهٔ حیوانی تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه نمکدان کوه و معدن نمک جزیرهٔ قشم هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه نَمُـوَلِش namovalesh امنیت نداری تأییدشده · ۲ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه نمونه doktori / nemune هنگام بازدید تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه نن nən نان «ʔəm ræfte nən texiræ» تأییدشده · ۲ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه نن چمچمو non e čamčamu نوعی نان محلی شیرین (آرد، شکر، تخم‌مرغ «pahlu tâva non e čamčamu xâša» تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه ننّدره Nannedre زن زیبای دریایی که مردان را به دریا می‌کشد تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه نَندهُ نیامده هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه نُنَر nᴐnar بچه تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه نُنَرکُ nᴐnarkᴐ کودکی، بچگانه تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه نِنه nena ننه، مادر تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه ننی nanay یا نه نه، نه‌نی مادر «ننی هاروس گریه می‌کرد، دخترم نمی‌دم به در» تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه نوتی nuti کشتیبان تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه نوجَونی noujavonee نوجوانی تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نوروز سلطانی یا جشن سلطانی، نوروز صیاد جشن صیادان که زنان به دریا می‌روند و به نیت شفا آبتنی می‌کنند تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه نوره nuræ پودری شبیه آهک که با چربی ذوب‌شده مخلوط می‌کنند و به بدنه لنج می‌مالند تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه نُوش nowš نبش تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه نوط nûṭ پول کاغذی تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه نوک nük نوه تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه نـَوگ naogh نی هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.