واژههای متفرقه
۳۵۵۰ واژهی بندری در دستهی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
متفرقه
باد جن
باد از جنس جن (در برابر باد زار)
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باد سهیلی
باد خنک تابستانی کمشرجی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باد شمال
یا باد بری بادی که از غرب میوزد، باد شمال کمشرجی
در حال بررسی بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باد کوس
یا باد شرجی باد گرم و شرجی جنوب شرقی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باد گاه
بادی که از شمال میوزد
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باد نعشی
باد سرد طوفانی اول پاییز همراه گرد و خاک
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بادخور
bâdxor درمانگر بیماری «افتادن باد در بدن»
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بادزده
کسی که باد (روح) در جسمش نفوذ کرده و او را تسخیر کرده
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بادله
نوعی تزیین دمپای شلوار بندری
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بادلهدوزی
یا تلیبافی، بادله بافتن چند نوع زری به هم، نوعی تزیین دمپای شلوار بندری، زریدوزی و شکبافی در نوارهای پهن پایین شلوار
تأییدشده · ۳ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بادنگو سرخو
گوجهفرنگی
هنوز بررسی نشده پارسیانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بارپ
آروغ
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بارج
barǰ نوعی شناور فلزی است با سطحی صاف
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بارز
barez به عمل مهیاسازی لنج برای انجام هر کاری از جمله حرکت و تعمیر اطلاق میشود، آماده
تأییدشده · ۲ منبع مینابیبستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بارز بودن
barez budan فاصله داشتن از شناوری دیگر
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بارشمار
bar-šomar نمایندة گمرک که ناظر بر تخلیه و بارگیری است
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بارن
bæ:ræn باران
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیلارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بارون تف ادیت
باران بند میآید
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بارونگ
baroŋ باران
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باری
چته
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باز
bāz هامور خطشکسته
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بازدید
bazdid بازدید از شناور توسط افسر ایمنی بندر
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بازن
bāzan بادبزن مستطیل یا مربع دستهدار از برگ نخل
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بازنجون
bâzenjün بادمجان
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باسنک
یا سِنَک، واسنک همخوانی زنان بالای سر عروس در حنابندان، ترانهٔ آیینی زنان در عروسی و مراسم، ترانهٔ عروسی
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیهرمزی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باسنک گاپونی
نوعی ترانهٔ مراسم حنابندان
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باسی
bāsey ماهی گوازیم
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باغا
bāγ(ā) بدون
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باگپو
baagapoo پدربزرگ
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بالا دست
شرق
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
