پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های متفرقه

۳۵۵۰ واژه‌ی بندری در دسته‌ی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.

۳٬۵۵۰ واژه

متفرقه بالابینک کسی که به سبب باز نشدن کامل پلک، برای دیدن به بالا نگاه می‌کند تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه بالاست کردن ballast kardan تراز کردن شناور تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه بالایی balayi عرض جغرافیایی را می‌گویند تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه بالوعه bâluʔa یا بالوغه محل فاضلاب، حوضچهٔ سیمانی کوچک برای شستن دست و ظرف تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه بانزیاری bɑnzyɑr-i کشاورزی تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه بانکلیک bɑnklik باقلا تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه بانگِری bângeri النگو، دستبند تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه بانیان بادی هندی مربوط به طلاسازان هندی که در بندرلنگه کار می‌کردند تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه باوا bâvâ بابا، پدر «bāvā jomeye baĉa apuŝ-on-e» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه بای bāy وای و فریاد تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه بایه bāya چراغ دریایی، راهنمای کشتی، باید «bāya ya jāy-i kāyem bašum» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه بب bəb پدر تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه بِبُل be-bol ببر (بریدن) تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه ببو bobū دستبند، النگو، باشد (فعل کمکی بودن به معنای باشیدن) «کمک حال بَپی بِبو» تأییدشده · ۳ منبع رودانیلاری هنوز رأی نگرفته متفرقه ببی متو bibimattu یا ببی طوطی تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه بپ تو گییا هه؟ پدرت کجاست؟ هنوز بررسی نشده کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه بپ دریا paper diryâ یا بابای دریا، پپ دریا بابای دریا، موجود دریایی هولناک، پدر دریا (موجود دریایی آزاررسان) تأییدشده · ۴ منبع قشمیهرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه بپ دیریا بابای دریا، موجود افسانه‌ای سیاه‌پشم دریایی تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه بَپُم پدرم «بی بَپُم بگه» تأییدشده · ۱ منبع رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه بپی bapi پدرش، باباش «مثل بَپی کچل بِبو» تأییدشده · ۲ منبع مینابیرودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه بُتِ گورُن bote gouron معبد هندوها تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه بتان battān ماهی گواف کوچک تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه بتوله‌ای شلوار گلابتونی با تزیینات اندک تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه بتیل batil نوعی قایق که برای صید ماهی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه بتیله batile برقع هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه بج boj دهان و لب انسان تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه بَجُرَت badʒoræt شجاع تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه بجلی bedʒli چراغ قوه تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه بُچ پوزه، دهان هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه بچه مِهنهِ اَکرداش bache meni akordash چرا این کار را می‌کنی؟ هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.