پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های متفرقه

۳۵۵۰ واژه‌ی بندری در دسته‌ی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.

۳٬۵۵۰ واژه

متفرقه پچ pach وصله پینه، تکه، وصله تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیرودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه پچو pečo بعضی تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه پچول počol کول تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه پخ کُند، صاف (نوک غیرتیز) تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پدری یا پَتری زیور طلایی گل‌شکل پره بینی، زیور کوچک نگین‌دار سمت راست بینی تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه پدهته فاسد هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه پر por گوشه، خاکستر چوب (برای پوشش سقف)، شدید «vâ por buden nogâm bâd i naborden» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیلنگه‌ای +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه پر کن پراکنده هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه پرتک partak حصیر، لقب حصیرباف و حصیرفروش تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه پَرتُنگَ آو آبشار هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته متفرقه پرچیدن له بودن هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه پرز porz گیاهی که برگش در طب سنتی برای داغ کردن زخم سوزانده می‌شد تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پرسا عزاداری هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه پرسال parsāl سال گذشته «Me parsāl raterom bander» تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پـِرسَه peresaa خدمتکار زن هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته متفرقه پِرش آغوز هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه پرغ paraγ بوته‌ای با برگ‌های مفتولی بزرگ در دامنه‌ها و دره‌ها که هیزم می‌شود تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پرمیل pærmil چوبی که بر روی «میل»، mil، قرار دارد تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه پُرُنو لانه (گنجشک) هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه پروزخش poruzxaš گونه‌ای نخل دیررس با خارک زرد، شیرین و مطبوع، «پروز» به معنای خارک نارس تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پروک جرقه، اخگر هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه پرون پروند، کمربندی برای بالا رفتن از نخل در حال بررسی رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه پروند parvend طناب بالارفتن از نخل، تیر بلندی که بادبان به آن آویزان است، نوعی کمربند برای بالا رفتن از درخت خرما تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه پَرون‌دوش paron-dōš پریشب تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه پرونه parvona پروانه «par e parvona key raxsiden eyša» تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پرووغار porـovuγar مد و جزر دریا تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه پرویش parviš حیاط «pā baš parvīš bomoš!» تأییدشده · ۱ منبع خمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه پروئشون perūešōn- ستاک حال «فروختن» تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه پری پُر اِستک pari-por-estak یا پری پراستک سبد بزرگ پر از هستهٔ خرما، لولوی کودکان، سبد پر از هستهٔ خرما در مشتا (کودک‌ترسان) تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیهرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه پریتک پاره حصیر برگ نخل هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.