پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های متفرقه

۳۵۵۰ واژه‌ی بندری در دسته‌ی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.

۳٬۵۵۰ واژه

متفرقه پریر parir پریروز تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه پـِریشک perishk قطرات درشت باران هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته متفرقه پُس آمو pose ámu پسر عمو تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پسبا pasaba پس فردا هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه پس‌صبا passabā پس‌فردا تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه پِسِنت pesint پختن تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه پسین Pesin عصر، بعدازظهر تأییدشده · ۳ منبع رودانیلاری هنوز رأی نگرفته متفرقه پش peš برگ نخل تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه پشبنی pošbaney گونه‌ای نخل پیش‌رس با رطب مرغوب و خارک سرخ و تیره‌رنگ تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پشت pæšt پنج تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه پشتا بری برگردی هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه پشترون قدیم‌ها، پیشترها هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه پشت‌گر دوخت پوشانندهٔ پشت شلهو تأییدشده · ۱ منبع جاسکی هنوز رأی نگرفته متفرقه پشتوک poštük قوز، گوژ تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه پشموک pašmūk نوعی سبزی با برگ شبیه پشم تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پشنو پیشانی هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه پغ poγ مقعد تأییدشده · ۲ منبع قشمیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه پغرز poγrz نوعی آفت خرمای انبارشده تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پکاره غذایی تند که به‌عنوان صبحانه یا چاشت خورده می‌شود «یکی از ای غذائون که بعنوان صبحانه یا چاشت مصرف ابوت پکاره ن که…» هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه پَل پَلَکُو بادبادک هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه پل پلیسکا دست و پا زدن هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه پلاس pelas از انواع گره‌های ملوانی تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه پلپوتیت پرپر زدن (جان دادن مرغ سربریده) هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه پلتن ژاندارم هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه پلغ polegh خاک نرم هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه پلغار نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه پلک pelk آب بینی خشکشده تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه پَلکَن بـِبـُش palkan bebosh برو گم شو تأییدشده · ۲ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه پلنده پراندن تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه پِلِنگ peleng غلت تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.