واژههای متفرقه
۳۵۵۰ واژهی بندری در دستهی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
متفرقه
پُهته
کهنه
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پهریز
پرهیز
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پهکی
کوه، بلندی کوه
هنوز بررسی نشده بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پهلو لولهء هُوی
پیش لولهی آب
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پهلوا
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پهی
pɦi زمین، کف
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پی
pi چربیای که آن را ذوب میکنند و با نوره مخلوط میکنند و به بدنه لنج میمالند، پیشِ، نزدِ
«pi süv-i»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیپ
pe:p لوله، شلنگ (از pipe)
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیپه
pipeh نوعی ساز کوبهای (دهل)
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیته
pite جسمی فلزی و گویمانند
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیچ
pēč دم
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیچوک
پیشانی
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیری
piri پدربزرگ
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیز
بینی، دماغ
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیزاده
فرزند همسر
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیزگ
pizg نام بومی نوعی گیاه، کلاهک خرما
تأییدشده · ۳ منبع مینابیبشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیسک دل
حوصله
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیش
pish یا خوص برگ باریک و نازک نخل، برگ نخل، برگ درخت نخل
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیش تخته
گرامافون
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیش مغ
piše moq برگ درخت خرما
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیشتِ
peeshte پیشتر
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیشتاو
piŝtaow کلت (سلاح کمری)
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیشتر
pīešter تا، پیش از
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیشترون
در قدیم
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیشلنگ
pišelengen برگ (نخل)
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیشواز
روزه گرفتن چند روز (یک تا ده روز) پیش از آغاز ماه رمضان
هنوز بررسی نشده هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیل
nišpil روشی برای ماهیگیری با قلاب
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیلَکی
pilaki پولک
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیمو
pimu پیاز
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیموک
pimowk نوعی سبزی وحشی شبیه پیازچه
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
