واژههای متفرقه
۳۵۵۰ واژهی بندری در دستهی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
متفرقه
تریی
tere:i حرکت آزمایشی لنج یا قایق پس از تعمیر و بازسازی
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تَزَنِن
tazanen میزنندت
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تس
tos باد بیصدایی که از انسان خارج می شود
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تسندن
tosond-en خفه کردن
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تش
آتش
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تش باد
باد گرم موسمی تابستان (خرداد تا تیر) در فین
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تَشا
میتوانی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تشاله
tešalæ نوعی قایق، نوعی قایق که بار را بین اسکله و گمرک جابهجا میکند، نوعی کشتی بادبانی بزرگ
تأییدشده · ۴ منبع قشمیکیشی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تشی شوگرد
shogard جانوری که بدنش پر از میخ است (در افسانه، نجارِ مسخشده)
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تعان
بار سنگینی که برای تعادل قایق در کف آن پر میکنند
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تعریف مکو ای خالو سلونی همه پوچ و پلاچ و استخونی
tarif mako eyi xâlo saloni hama poč -o- palač -o- ostoxoni نباید بیجهت از کسانی تعریف کرد که ارزش ندارند
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تِعَمبار
teambār توی انبار
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تغ
tagh برگ بلند نخل، شاخه نخل (سعف)، شاخهٔ درخت خرما
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تغت
taγot بخش کلفت شاخهٔ خرما که به کنده وصل است
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تغله
taγala شاخهٔ بلند درخت نخل
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تفاح
سیب
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تفاق دریا به کوه اکهت، تفاق کوه به دریا ناکهت
Tefake-derya-be-kuh-akahet-tefake-kuh-be-derya-nakahet سروکار دریا به کوه میافتد ولی کوه به دریا نه
تأییدشده · ۱ منبع خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تفتوک
taftok یا تفتکوک قسمت انتهایی ساقهٔ درخت خرما (بافت سبک)، ته کلفت شاخه نخل که به تنه وصل است، قسمت انتهایی لت که به ساقه میماند و مانند نردبان برای بالا رفتن از نخل به کار میرود
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تفته
tofte آب دهان، تف
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تفر
tæfær قسمت عقب لنج را گویند، قسمت عقب لنج
تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تَفرَه
لنگ هندی که بیمار در مجلس باد بانیان به خود میبندد
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تفصیل
tafṣil بریدن پارچه برای خیاطی
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تفکه
tofka آب دهان شخص مقدس
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تفّو
toffu یا التفاح، توفوه سیب
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تک زرد
tek zard نوعی زنبور زرد، لقب افراد زردچهره و مریضاحوال
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تک گوش
tak guš کودکترسان با گوشهایی بزرگ شبیه تک (حصیر)
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تَک و پَرتَک
حصیر
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تکتلو
tektelow یا تک تلو شکمگنده، شکمگنده و پرخور
تأییدشده · ۲ منبع قشمیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تَکِردَه
takerda میکردی
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تکسر
tak-sar پیشانیسفید (گاو)
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
