پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های متفرقه

۳۵۵۰ واژه‌ی بندری در دسته‌ی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.

۳٬۵۵۰ واژه

متفرقه تکشم tekəšum بکارم «ʔešmə rafti mur tekəši» تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه تِک‌گِرذ teggerð̘ شکم گنده تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه تکل‌گوش takel-ğuš موجود گوش‌بزرگ که بچه‌های نافرمان را با خود می‌برد تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه تَگُم بُدو واکِل می‌گویم بیا همراهم تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه تل تر هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه تل دادن tal dāden پاره کردن تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه تل گوش tel-e guš لالۀ گوش تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تلا لطفاً هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه تلال نوعی ماهی، ساردین تأییدشده · ۲ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه تلباس tælbas هنگامی که لنج بالاتر از دیواره‌هایش کالا حمل می‌کند، برای جلوگیری از نفوذ آب، دیواره‌‌ای برزنتی به دور… تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه تلبال tælbal نوعی برزنت ضخیم که برای محافظت بار از آب و رطوبت مورد استفاده قرار می‌‌گیرد تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تلبیس tælbis تخته‌ای ضخیم که «سور»، sovær، بر روی آن قرار می‌گیرد تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تلقین حجت hojjat تلقین پس از خاکسپاری (سومین تلقین) هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تلندن talon-d-en پاره کردن تأییدشده · ۱ منبع رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه تلوت نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، آهو ماهي در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه تلوس نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه تلوک نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه تلونرگت telownargat افرادی که از لحاظ جسمی قوی تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تله له telala مخنث تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه تماته گوجه‌فرنگی تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه تماشا temáŝá نواختن نوازندگان در زیارتگاه هنگام حمام داماد، دعوت کردن، نظر کردن تأییدشده · ۲ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه تمب کوه، تپه ماسه‌ای، تپه تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تمباک تنباکو هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه تمبانو نام چاهی نزدیک میناب که آبش را خنک‌تر و گواراتر از همه می‌دانستند هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تمبولک tambolak جن مسلمان و مؤمن که از باغ نگهبانی می‌کند، موجود کوتاه‌قد آشتی‌پذیر کنار مزارع، جن مسلمان نگهبان باغ تأییدشده · ۲ منبع هرمزیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه تمبوه tombove چوبهای حایل که در اطراف لنج قرار می‌دهند تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه تمپ تپه هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه تمر tamr درختی هندی با میوهٔ کال سبز و ترش، تمر تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه تُنب تپه هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه تنبان tonbân شلوار زنانه با پاچهٔ تنگ و تزیینات تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.