پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های متفرقه

۳۵۵۰ واژه‌ی بندری در دسته‌ی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.

۳٬۵۵۰ واژه

متفرقه جاشو jašu کارگر قایق که زیر نظر سرهنگ کار می‌کند، ملوان، کارگر لنج تأییدشده · ۴ منبع مینابیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه جاگا jāgā به‌جای تأییدشده · ۱ منبع کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه جاگه جایگاه، رختخواب هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه جالبوت jalbut نوعی قایق پارویی، نوعی موتورلنج، نوعی کشتی بادبانی تأییدشده · ۳ منبع قشمیکیشی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه جالس jāles مرواریدی که از زیر صاف و از بالا گرد است تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه جالک jālak پستان، سینه تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه جالی jali قسمت جلو «خن» لنج، درپوش تخته‌ای انبار و مخزن لنج، درپوش انبار لنج تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه جامش jāmoš نوعی جارو از شاخه‌های ظریف و کوچک نخل تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه جامع قرقره بزرگی که طناب‌های برافراشتن بادبان اصلی از آن می‌گذرد هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه جامه jamæ نوعی قرقره که در کنار دکل لنج قرار دارد و با چهار طناب به دکل متصل است تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه جاهاز jahaz جهاز، اسم عمومی لنج چوبی تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه جای سخته‌دلون سواحلن Jay-soxtadelun-sovaHelen جای سوخته‌دلان سواحل است، جای سوخته‌دلان سواحل (آفریقا) است تأییدشده · ۱ منبع خمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه جبن dʒeben پنیر (بیشتر پنیر وارداتی) تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه جت dʒat یونجه تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه جتجد jetjedd ماهی کوترچشم درشت تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه جتی joti کفش، اسکله تأییدشده · ۲ منبع لنگه‌ایبستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه جخ jox; joɣ; lingɑr; dɑr lingɑr; sehr; melæh یا سهر، لینگار یوغ، قرمز، رنگ قرمز روشن (زمینهٔ برقع) تأییدشده · ۳ منبع قشمیجاسکی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه جداف jæddaf تیرهای عمودی که برای نگه‌داشتن قایق در ساحل پس از جزر بکار می‌رود، به عمل متعادل نگه‌داشتن لنج در خشکی، با چهار قطعه چوب تأییدشده · ۳ منبع مینابیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه جدر ȷeder یکی از دو کفۀ صدف تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه جدم jæddem سبقت‌گرفتن دو لنج از هم، پهلو‌گرفتن دو لنج در کنار هم بدون برخورد با یکدیگر تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه جرس dʒaras زنگ تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه جرگه ǰarga عده (افراد) تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه جرنگ jereng بوته‌ای صحرایی تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه جرئت شو نین jor?atešonin جرئت ندارند تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه جریدتین jaridatayn دو تکه چوب نخل یا انار که همراه میت دفن می‌شود هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه جزیره jazîrε جزیره (قشم) هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه جسی jasi مرواریدی به رنگ گچ، نوعی مروارید به رنگ گچ که درجهچهارم است تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه جش jaš نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه جشالبر jašalbarr نوعی ماهی با پر و دم سیاه تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه جشربیب jaš-rabib ماهی گیش بیدندان تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.