واژههای متفرقه
۳۵۵۰ واژهی بندری در دستهی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
متفرقه
جوال اوشن
jovāl-owšen جوال پر از آویشن، لولوی کیسهای که بچهها را میبلعد، کیسهٔ بزرگ آویشن که بچهها را میبلعد
«بخووین که شو نشهرن»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیهرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جوال گندم
javale gandom کیسهٔ سیاه پشمی پر از گندم که در تاریکی صدا تولید میکند
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جوت
jōt خورد (ستاک گذشته)
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جور
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جوزکی
jūzakey گونهای نخل میانرس و نادر با خارک زردرنگ که از آن کنگ جوش تهیه میشود
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جوشک
Joshk یا بنجیر، در گنجشک، حلقههای طنابی که بادبان را به پروند وصل میکند، در
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیلاری +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جولم
مقوا (ماهی)، مقوا
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جوله
dʒula پیکنیک مسافرتی کوچک
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جولی
juli مستراحِ لنج
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جوم
jum جام، کاسه
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جومه
joma لباس، پیراهن گشاد زنان مسنتر، پیراهن
تأییدشده · ۵ منبع هرمزیمینابی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جون
jun قشنگ، زیبا، تن
«jun-e kākā-š»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیلارکی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جون شور
jon shoor حمام
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جونگ
joŋ جان
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جونم
جوانان ما
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جونن
قشنگ است
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جووروو
juroo فصل درو
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جوونگ
jowoŋ زیبا، قشنگ
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جوونیم
joovonim شیک شدهام
هنوز بررسی نشده بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جهاز هووغون به یک دریا ازنت، جهاز همجرادون نه
Jehaze-havuqun-be-yak-derya-azanet-jehaze-hamjaradun-na یا جهازِ هَووغون بِه یَک دریا اَزِنت، جهازِ هَم جَرادون نَه کشتی هووها به یک دریا میرود، کشتی جاریها نه، جهاز هووها به یک دریا میرود
تأییدشده · ۲ منبع خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جهر
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جهله
jahla کوزه آبخوری، ظرف سفالی آبخوری، کوزهٔ سفالی نگهداری آب
تأییدشده · ۵ منبع هرمزیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جهلهبهگند
jahlabagond یا جهله به گند موجود بلندقامتی که پاهایش در زمین و سرش در آسمان است و جهلهای به پشت دارد، مرد سیاهپوست بلندبالا با پاها و بیضههای بزرگ
تأییدشده · ۲ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جهلهپهلو
jahlapahlu موجود وهمی شرور بیابانی، دشمن کودکان، با شکم بزرگ
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جهلهساز جهلهای نین کربهساز کربهای نین
jahlasāz jahleye nin karbasāz karbayenin کوزهساز و آفتابهساز خودشان این وسایل را ندارند
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جی بی اس
ǰi-pi-es / ǰi-bi-es دستگاه نقطهیاب جغرافیایی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جیب
بادبان مثلث جلوی قایق
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جیغ واغ
داد و فریاد
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جیک خوردن
jik xorden تاب خوردن
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جیکو
jikü تاب (بازی)
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
