پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های متفرقه

۳۷۱۷ واژه‌ی بندری در دسته‌ی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.

۳٬۷۱۷ واژه

متفرقه جَکُ پرینگ یا جک و پرینگ پرش و جست‌وخیز کردن «امرو چوک کهروک خیله جَکُ پرینگ شاکند ، بزور وا خاو کتیم !» هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه جکمگه پریدم هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه جکوپرنگا جنب و جوش هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه جکیدن jek-id-en پریدن تأییدشده · ۱ منبع رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه جگ نام بومی نوعی درخت هنوز بررسی نشده بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه جل ǰæl نوعی تور ماهیگیری، نوعی تور که برای صید میگو به کار می‌رود، شتر جوان تأییدشده · ۳ منبع قشمیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه جلاف jællaf لنج‌ساز تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه جلبیل‌زری چادر گلدوزی‌شده با گلابتون روی سر عروس تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه جَلَک‌جولی jalakjoli ژولیده تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه جلو ǰelü نزدیک، کنار تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه جلّوبیه dʒallubiyah یا جلابیه لباس بلند و گشاد زنانه و مردانه تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه جلودار کدخدا و بلد راه قافلهٔ شتر هنوز بررسی نشده حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه جلوداری سهم جلودار از بار هر شتر هنوز بررسی نشده حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه جلوک jolook گهواره هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه جلوکش شتر تربیت‌شدهٔ جلوی قافله هنوز بررسی نشده حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه جم jam نوعی میوه بومی گرمسیری، درختی با میوهٔ آلبالویی‌رنگ که در شرایط مناسب تنومند می‌شود تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه جمباز شتر چهارساله و تندرو هنوز بررسی نشده حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه جمجام کالر تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه جمول Jamūl دوقلو «جمول هستند.» تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه جن داد jondad تقلا، دست و پا زدن، تقلا کردن تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه جن شور jon shoor حمام داخل خانه هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه جندار ژاندارم هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه جنطه dʒəntah یا چنته چمدان، کیف تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه جنغ ویار هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه جوا پایان بهار و آغاز گرما هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه جوال اوشن jovāl-owšen جوال پر از آویشن، لولوی کیسه‌ای که بچه‌ها را می‌بلعد، کیسهٔ بزرگ آویشن که بچه‌ها را می‌بلعد «بخووین که شو نشهرن» تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیهرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه جوال گندم javale gandom کیسهٔ سیاه پشمی پر از گندم که در تاریکی صدا تولید می‌کند تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه جوت jōt خورد (ستاک گذشته) تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه جور نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه جوزکی jūzakey گونه‌ای نخل میان‌رس و نادر با خارک زردرنگ که از آن کنگ جوش تهیه می‌شود تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.