واژههای متفرقه
۳۷۱۷ واژهی بندری در دستهی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
متفرقه
چولت
خرابت، ویرانت
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چوم
čōm چشم
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چه بودِن
che booden چه شده است؟
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چه حالِن؟
خوبی؟
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چه خوشه
exošeč چه خوشبو بود
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چِه کِرداش؟
چیکار میکنی؟
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چهاردهمی
مراسمی فالگونه زنانه در چهاردهم ماه صفر با خواندن دوبیتی و شروه
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چهکی
čohki انتهای سینه لنج یا قایق
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چهم
čehem چشم
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چهمتنگ
čehm-tang خسیس، تنگ نظر
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چهمزلکی
čehm-zelaki بیادبی
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چهمزلی
čehm-zeli چشسفید، تنبل
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چهمش مثِ دریان
Cehmes-mese-deryan چشمش مثل دریا شور است
تأییدشده · ۱ منبع خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چهمیزه
čhmize نوعی گیاه (برای چشم)
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چهوال
ʃahvul یا شهوال حالت چطوره؟
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چهه
čaha واحد شمارش نخل در نخلستان (حفره)
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چیچیکا
chichika قصه، قصهٔ عامیانه
تأییدشده · ۲ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چیر
čir ماهی بزرگ و عظیمالجثهای است
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چیراوی
čirāvi نوعی خرچنگ
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چیزی نه دولک چیزی نه تولک
čizi na dulak čizi na tulak هم باید شکم پر شود و هم پسانداز شود
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چیستش
čist-iš شست
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چیسکو
čisku دلفین
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چیلَک
čilak چیره
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چیلندن
čilon-d خراب کردن
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چیم
چشم
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حار
Jobbolmahhār محل لولهای دو ک فۀ صدف
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حاسوم
hāsum ماهی موتو هندی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حاشیهای
hâšiyeyi شلوار زنانهٔ با پاچهٔ نهچندان تنگ و حاشیهٔ تور و گلدوزی
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حاصل
hāsel درآمد جهاز یا لنج
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حاگول
hāgul ماهی خرخور، منقارماهی شکارچی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
