واژههای متفرقه
۳۷۱۷ واژهی بندری در دستهی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
متفرقه
دلّه
dalla ظرف قهوه، ظرف نفت و بنزین و مایعات
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دلی دلی
نوعی بازی
«خانمان خشت گلی سقف چوب و چندلی گاوزیمان دلی دلی دلمان که گلگلی»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دلیور
deleyver مدیر ماشین یا به اصطلاح سرمهندس لنج
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دِما
demá داماد
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دمپاتنگ
شلوار زنانه با پاچهٔ تنگ از زانو تا مچ
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دمپازگ
dumpāzg خرمای رسیده روی درخت
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دمراج
demuraž / demoraǰ هزینة خسارت ناشی از تأخیر در حرکت شناور
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دمستان
domestān زمستان
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دمشکی
damoshki بادبزن
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دمگیر
damgir درمانگر مارگزیدگی
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دموک
damook بادبزن، بادبزن دستی، بادبزن دایرهای بیدسته از برگ نخل
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دَند
dand دندان
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دندونسگی
dandon-sagi دندان نیش
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دندونگویی
dandon-govi دندانهای شیری
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دندونی
dandoni آدم دنداندراز
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دنگ
Dang جوک، دانه، سفره و مجلس بازی برای زیر کردن باد زار
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیهرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دنگ هول
dange howl گیاهی که دانههایش را با آب به فرد ترسیده میخورانند
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دو
dü تختهسنگهای کوهستانی
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دو اشکوب
دو طبقه
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دوار
dævar وسیله جمع کردن طنابها، استوانهای فلزی که با پیچ و مهره بر روی سطح لنج نصب میشود و با چرخاندن چوب، زنجیر لنگر به دور آن میپیچد و…
تأییدشده · ۴ منبع مینابیلنگهای +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دوالپا
davālpā یا دیوارپا، یقام موجود خیالی دراز پا که بر پشت آدم سوار میشود، موجود خیالی با پاهای دراز تسمهمانند که بر پشت آدم سوار میشود
تأییدشده · ۲ منبع هرمزیحاجیآبادی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دوبه
dube شناوری است فاقد رمپ
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دوت
دختر
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دوچش و بیست انگشت
یا دو چش و بیست انگشت آدمیزاد (کنایه برای ترساندن بچهها)
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دودا
dodā خواهر
«bey dodāt duruγ ma-gu»
تأییدشده · ۱ منبع حاجیآبادی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دوذونگ
doð̘oŋ دندان
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دور
dur دود
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دور اَز اُشتُر بُخا وُ خُوْوِ خَش بُکُن
dúr-az-oštor-boxá-o-xowe-xaš-bokon دور از شتر بخواب و خوش بخواب
هنوز بررسی نشده خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دوراغ
dorāγ درد ناف، افتادن ناف
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دوران
dæwran قسمتی است در بالای آبخور
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
