واژههای متفرقه
۳۷۱۷ واژهی بندری در دستهی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
متفرقه
دورک
durok نوعی بوتهٔ تیغدار برای ساختن حصار باغ و نخلستان
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دُوری
بشقاب
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دوز
dowz نوعی بند یا طناب بافته از برگ تازهٔ نخل
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دوسه
dowse چوبی پهن و بلند
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دوسیه
dusiyæ تختهای تقریبا عریض و بلند که برای جابهجایی یا سوارشدن در لنج به کار میرود
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دوش بی اومادی
düš bey ümā-dī دیروز او را دیدیم
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دوشبری
dušbori ضربهگیرهای اطراف لنج
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دوشق
duʃac تشک
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دوشنه
duŝna دیروز، دیشب
«mā duŝna be ārusey no-wmabudeym»
تأییدشده · ۱ منبع حاجیآبادی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دوشو
dusow دیشب
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دوغِت نادَم بُرو که ماستت اَفِرِستُم
وعده نسیه به جای نقد
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دوکست
دختر
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دوکن
مغازه
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دوگ
dowg هوای خوب و دریای آرام
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دول
dül شاخهٔ درخت، دگل اصلی قایق، آلت نرینگی
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیکیشی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دولاب
dulab کمد، گنجه، فرمان لنج که از چوب است و برای سهولت در گرفتن آن
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دولغ
گرد و خاک
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دولن
doolon آویزان
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دولنگه
dolengæ چوبی است دارای دو شاخه که «میل» را در «سینه» به لنج وصل میکند
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دولون کِردن
dülün kerden آویزان کردن
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دوم
dum عقب لنج
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دوما
داماد
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دومار
dumār یا دیمار داماد، شوهرخواهر
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دومپازک
رطبی که نیمی خارک و نیمی خرماست
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دومپازگ
dumpâzg خرمای نارس، خارکی که نیمی از آن خرما شده باشد
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دون
dun- دانستن
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دونا
duna دانا
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دونتون
duntun دندان
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دونه گرک
done garak آبله
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دوور
Dowvar دستگاه چوبی چرخمانند برای کشیدن لنج به آب و بالا کشیدن لنگر و تور
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
