واژههای متفرقه
۳۵۵۰ واژهی بندری در دستهی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
متفرقه
اُلوسیا
پرنده سیاه با سینه سفید به اندازه گنجشک (آلوسیاه)
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
الول
موجودی شبیه گرگ که شبها به شکل انسان و روزها به شکل حیوان درمیآید، دزد کودکان
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آلومتری
نام نوعی نخل خرما
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آلی
ali شمال جغرافیایی، سیبزمینی
تأییدشده · ۲ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
الیُری
aliyorey گونهای نخل میانرس و نادر با خارک زردرنگ
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُم
om من (شناسه)، هم
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیلاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُم گُت
om got گفتم
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَمار
æmar طناب لنگر لنج
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امالبول
ommolbaul نوعی هامور با خالهای آبی رنگ
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امالبیاح
ommolbiyāh خامهماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امالحله
ommolhala نوعی ماهی گیش
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امالصبیان
Omm al-Sabyan روح یا موجود نامرئی آزارندهٔ کودکان
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امالگین
ommolgeyn زمردماهی دمجارویی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امبا
ambā انبه
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امبر
ambor انبر
تأییدشده · ۱ منبع خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُمبَرِنُ
om-barenɔ ریختم
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امبگوی ناخدا مدی، بگو بخشم مدی
Ombogu-y-naxoda-madi-bogu-baxsom-madi به من بگویید ناخدا، سهمم را هم ندهید
تأییدشده · ۱ منبع خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امبل
ambol انبر
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امبو
سه پستان
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُمجیش
omjīš پسفردا
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امخاردن
خوردهام
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَمُد
æmod آمد
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُمَدن
ōmaden آمدن
تأییدشده · ۱ منبع حاجیآبادی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُمر
umr /ʊmɻ/ عمر، طول زندگی، روح
هنوز بررسی نشده کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امرو
emroo امروز
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امروز
äm-rūz امروز
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امشو
emshou امشب
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امصدق
omsaddeq شیوهای در ماهیگیری با استفاده از تور است
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امضریس
omazris ماهی شانک راهراه نقرهای
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امعلیمو
omme-?alimu سپرماهی دوپوزه
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
